برچسب محبوبه تقویت

هیس! دخترها فریاد نمی زنند 1391

شیرین هشت‌ساله، مورد آزار جنسی مردی از نزدیکان قرار می‌گیرد. آنچه این زخم را عمیق‌تر می‌کند و واقعه را به فاجعه ختم می‌سازد، این است که دخترک هیچ‌کس را نمی‌یابد تا دردش را با او در میان بگذارد و حرفش را باور کنند.

شیرین در بزرگسالی بعد از دو نامزدی ناموفق حالا واقعاً عاشق شده اما وقتی می‌خواست با او ازدواج کند مردی را می‌بیند که می‌خواهد به دختر کوچکی تجاوز کند که شیرین دختر کوچک را فراری می‌دهد و آن مرد را به قتل می‌رساند و در آخر به دلیل پیدا نکردن ولی دم و شواهد کافی مبنا بر حرف هایش اعدام می‌شود.

اشک و سکوت 1390

یک مادر و دختر به نام پوران و ترانه در خارج از کشور زندگی می‌کنند. پوران برای دیدن مادرش که پیرزنی مریض است و در ایران زندگی می‌کند همراه با دخترش به ایران می آیند، او به دلیل اصرار زیادی که دارد مایل نیست کسی از آمدن آن‌ها به میهن آگاه شود اما ناخودآگاه یکی از همسایه‌های قدیمی آن‌ها را می‌بیند و ...

کنسرت روی آب 1389

هدايت هاشمي صاحب آژانس املاك و شخص سرشناس و بسيار متمولي است كه همسرش منير قصد دارد برايش زن ديگري بگيرد كه دليلش را بيان نمي كند. ولي هدايت از اين موضوع ناراضي است و حاضر به انجام چنين كاري نيست. هدايت تنها يك آرزو دارد و آن هم خوانندگي است. هدايت و منير سه دختر دارند با نام هاي مينا كه در پي يافتن شوهر است، مرضيه كه قصد ازدواج با آهنگساز و خواننده اي به نام آرش را دارد و مريم كه قرار است با بپيشكار پدرش، ازدواج كند. حبيب كاپيتان بازنشسته كشتي و برادر جانباز هدايت است كه در حادثه پنجم ژوئن خانواده اش را از دست داده است. حبيب فكرهايي در سرش دارد و مي خواهد براي يادمان شهداي پنجم ژوئن كنسرتي را بر روي يك كشتي در آب هاي خليج فارس راه اندازي كند و براي اين كار از دوستان قديمي اش كمك مي خواهد. او شعرهايي حماسي ـ ملي براي اين كنسرت سروده است و نيازمند آهنگساز است. با آمدن خانواده آرش براي خواستگاري همه چيز مهيا مي شود؛ هم آهنگساز و هم استوديو. از طرفي هدايت از تنها خواهر آرش، پروانه خوشش مي آيد و جواب مثبت را براي ازدواج آرش و مرضيه مي دهد. حامد هم براي اينكه رضايت هدايت را براي ازدواجش با مريم جلب كند سعي مي كند براي خواهر بزرگتر يعني مينا شوهري پيدا كند. به همين خاطر يكي از دوستانش به نام رضا را براي آشنايي به سراغ مينا مي فرستد ولي از آنجا كه رضا بسيار ساده لوح و بي دست و پا است همه چيز را خراب مي كند و...

یتیم خانه ایران 1394

در آغاز جنگ جهاني اول كه تمامي جهان درگير جنگ ناخواسته و بي‌رحمانه‌اي بودند، ايران اعلام بي‌طرفي مي‌كند و از 1295 سه سال كشور دچار كمبود مواد غذايي مي‌شود كه به قحطي بزرگ معروف است. در اين اثنا شخصي به نام حاج ابوالفضل، يتيم‌خانه‌اي داير مي‌كند كه بچه‌هاي بي‌سرپرست را در آنجا نگهداري مي‌كنند. او فرزندي دارد به نام محمد جواد كه پس از مرگ پدر اداره يتيم‌خانه را بر عهده مي‌گيرد، پرچم‌دار مبارزه با نيروهاي بيگانه مي‌شود. فيلم داستان تعقيب و گريز محمدجواد و يك مرد انگليسي است كه يكي از فرماندهان ارتش دنسترويل در ايران است.

رسوایی 1391

افسانه دختری زیبارو و فقیر جنوب شهری است که علاقه‌مند به حضور در جامعه با ظاهری متفاوت و جلب توجه مردان می‌باشد. خانواده وی از طرف آقاشریف که طلبکار و صاحبخانه ایشان است، تحت فشار هستند. آقاشریف که مردی میانسال و مجرد (به دلیل فوت همسر) است، علاقه‌مند به ازدواج با افسانه است و این مهم را شرط برداشتن فشارهای مالی از جانب خود به افسانه و خانواده وی عنوان کرده‌است. افسانه نیز تصمیم می‌گیرد برای کمک به خانواده خود، به آقا شریف نزدیک شود تا بتواند امتیازهایی از وی بگیرد. اما در یکی از دیدارهای خصوصی که بین وی و آقا شریف در دفتر کار آقا شریف انجام می‌شود