یک فنجان چای در شهر 1385
جوانی شهرستانی به خاطر زندگی بهتر به تهران می آید و درگیر کارهای خلاف می شود.
جوانی شهرستانی به خاطر زندگی بهتر به تهران می آید و درگیر کارهای خلاف می شود.
داستان آن از رفاقت هاشم و سهراب دو پسربچه پرورشگاهی آغاز میشود. آنها از کودکی در این مرکز زندگی میکنند تا به مرحله نوجوانی و جوانی میرسند. آنها که آرزوهای بزرگی را در سر میپرورانند، فراز و نشیبهای زندگیشان محور روایت اتفاقات این سریال قرار میگیرد.
فصل سوم از سریال پرچالش از سرنوشت، اینبار روایت یک داستان با مسائل پیچیده است. مسائلی که هم اجتماعیاند، هم خانوادگی و هم اقتصادی؛ از سرنوشت، داستان پیچ و خمهای پیش روی کسب و کارهای جوان است. سهراب و هاشم، دو دوست قدیمیِ بزرگشده در پرورشگاه، دست به یک کسب و کار جذاب اما پرجالش زدهاند. اما نمیدانند که قرار است درگیر یک پروژۀ کلان اقتصادی شوند. این فساد اقتصادی به سرنوشت خانوادگی آنها چندان بیربط نیست.
موضوع داستان این سریال درباره مسایل اجتماعی بحث برانگیز و یک درام سیاسی است که به مفاسد اقتصادی می پردازد.
سریال «از سرنوشت، فصل چهارم» داستان دو شخصیت با نام های «هاشم» و «سهراب» را روایت میکند که کودکی سختی را پشت سر گذاشته اند و حالا با چالش های عاطفی در کنار کارشان رو به رو هستند.
زهره به همراه فرزند خردسالش، به محله ای جدید میرود. در این محله با چندین خانواده آشنا می شودکه هرکدام درگیریها ومشکلات خاص خودرا دارند. زن در جستجوی مردی به این محله آمده که عامل تباهی زندگی و ویرانی کانون خانواده اش بوده واو را در شرایطی مییابد که آشوب وفتنه دیگری را درخانه ای دیگر تدارک میبیند
مرد ۴۰ سالهای به اسم عطا (امیر جعفری) که حاشیهنشین شهر تهران است، راننده و پادوی حاجی «کارخانه» است. عاشق منیژه (پانته آ بهرام) دختر حاجی میشود و به خاطر او و با نقشه او از جواهر فروشی سرقت میکند. و به زندان میرود. اما منیژه که فقط به خاطر انتقام گرفتن از پدرش که بعد از مرگ مادرش یک زن دیگه به اسم مهری (پوراندخت مهیمن) گرفته بود با عطا همکاری میکرد. چون پدرش بعد از سرقت سکته کرده بود، پشیمان شد و با مردی به اسم عادل (آرش مجیدی) ازدواج کرد و از محله شان رفت. عطا که در زندان با مردی به نام عیوضی (آتیلا پسیانی)، راننده کامیون، آشنا شده و نجاری یادگرفته توسط او متوجه ازدواج منیژه میشود و انگشتانش زیر دستگاه از بین میرود و از زندان بیرون میآید تا از منیژه انتقام بگیرد. منیژه برادر ناتنی به اسم منصور (کامران تفتی) دارد که کاشف راز بزرگ سرقت از جواهر فروشی و برلیانهای ۶۰۰ میلیونی است. وقتی عطا مزاحم خواهرش میشود، او بچههای خواهر عطا، ملیحه (شیوا ابراهیمی)، را میدزدد تا عطا را سر بدواند…
داستان از جایی آغاز میشود که جمشید کاظمی (کیکاووس یاکیده) ملقب به هوش سیاه پس از دستگیری و زندانی شدن در پایان سری اول، تصمیم به فرار از زندان میگیرد. او که یک نابغه رایانه و متخصص در انجام جرائم اینترنتی است، از این توانایی خود در امور غیرقانونی و خلاف بهره میگیرد. با گریز هوش سیاه از زندان، سرگرد احمدی (حسین یاری) برای دستگیری مجدد او وارد عمل میشود و... .