برچسب مجید مولایی

آبان (پوکر) 1403

سریال آبان روایت یک نخبه هوش مصنوعی با نام آبان است که الگوریتمی را برای سرمایه‌گذاری و کسب سود در بازارهای مالی طراحی کرده است. آبان اما با سرمایه‌گذار پیشینش به مشکل برخورده و حالا بایستی بدهی چند میلیاردی‌اش را به سرعت تسویه کند، در غیر این صورت به زندان خواهد افتاد و…

سریال «آبان» به کارگردانی رضا دادویی و تهیه کنندگی مجید مولایی به سی و هفتمین جشنواره بین المللی خیرونا در اسپانیا راه یافت

سریال «آبان» به کارگردانی رضا دادویی و تهیه کنندگی مجید مولایی موفق شد در اولین حضور بین المللی خود،به سی و هفتمین جشنواره بین المللی خیرونا در اسپانیا راه یابد. جشنواره خیرونا ( Girona Film Festival ) که از قدیمی ترین و…

هفت سنگ 1393

این سریال داستان سه زوج را دربرمی‌گیرد که با هم نسبت خانوادگی دارند و ماجرا هاو داستان‌های متفاوتی با یک مضمون مشترک در هر قسمت مطرح می‌شود، که این سه داستان سرانجام به یک برآیند می‌رسند.

چرخ فلک 1395

موضوع اصلی سریال یک مفهوم اخلاقی است که در هر یک از داستان‌ها این موضوع تکرار می‌شود و بیشتر بازیگران در ابتدای هر قصه آدم فرعی هستند که در قصه بعدی به بازیگر اصلی بدل می‌شوند.

بانوی عمارت 1396

بانوی عمارت ملودرام عاشقانه‌ای را در مقطعی از تاریخ دوران قاجار روایت می‌کند که در این بستر به مهم‌ترین حادثه سیاسی آن زمان یعنی ترور ناصرالدین شاه توسط میرزا رضا کرمانی هم پرداخته می‌شود.

نابرده رنج 1390

داستان این مجموعه به سال‌های دهه شصت و زمان جنگ ایران و عراق بازمی‌گردد. سریال در مورد جوانی به نام اسد (با بازی کامبیز دیرباز) است که در تهران قدیم و در محله پامنار زندگی می‌کند. اسد با کسی به نام منوچهر (سیاوش طهمورث) که فردی پولدار است و در دروازه شمرون زندگی می‌کند، آشنایی دارد. اسد به دلیل قاچاق کالا به زندان می‌افتد و در همین هنگام، پدرش فضلعلی (با بازی صدرالدین حجازی) درمیگذرد و پس از مرگ وی دفتر خاطرات پدر به اسد می‌رسد. اسد با خواندن این دفترچه متوجه می‌شود که در روستایی با نام سلمت آباد در نزدیکی شهر مرزی پاوه گنج خانوادگی پنهان است و به همین دلیل از زندان فرار می‌کند تا با پیدا کردن گنج کمکی برای خانواده خود انجام دهد، در این میان کارآگاه پلیسی به نام جابر (میلاد کی مرام) مسئول پرونده اسد و عماد (سام درخشانی) است تا از راه آن‌ها بتواند رد یک قاچاقچی سابقه دار و محتکر در زمان جنگ را بزند، اما او در این میان دلباخته خواهر اسد یعنی مرضیه (با بازی سحر دولتشاهی) می‌شود.

حضور اسد و عماد در جبهه و تلاش آن‌ها برای رسیدن به گنج در بحبوحه جنگ منجر به خلق صحنه‌های کمیک می‌شود. اسد به همراه عماد و منوچهر به دنبال این گنج می‌رود و در این راه با دختری کرد به نام کژال و همچنین گروهش آشنا می‌شود. جابر در تعقیب اسد و عماد خود را به جبهه می‌رساند و آنها را پیدا می‌کند و برای پیدا کردن گنج با آنها همراه می‌شود. زمانی که به گنج می‌رسند ارتش عراق به آن منطقه پیشروی کرده‌است و اسد و عماد و جابر به همراه کژال و گروهش به جنگ با ارتش عراق می‌روند و همگی شهید می‌شوند، به غیر از عماد که جانباز می‌شود، و در نهایت منوچهر به آن گنج می‌رسد که برای پیدا کردن چوب در باتلاق گیر می‌کند و آن گنج دست نخورده باقی می‌ماند

میخواهم زنده بمانم 1399

داستان سریال در سال ۱۳۶۸ خورشیدی، کمی پس از پایان جنگ ایران و عراق و قبل از ادغام کمیته، شهربانی و ژاندارمری در نیروی انتظامی، رخ می‌دهد. هما حقی (سحر دولتشاهی) و نامزدش نادر (پدرام شریفی) به همراه خانوادهٔ حقی آماده می‌شوند تا برای شب تولد همایون حقی، پدر خانواده (بابک کریمی) او را غافلگیر کنند. اما ساعتی پس از رسیدن پدر تمام خنده‌ها به غم تبدیل می‌شود، هما در دو راهی سختی قرار می‌گیرد…

استقبال ویژه از قطعه احساسی محسن چاوشی برای سریال «رهایم کن»| صدا زخمی وقتی قصد رفتن می‌کند

قطعه‌ی «من باید می‌رفتم» محسن چاوشی، امروز 12 خرداد در قسمت شانزدهم سریال «رهایم کن» منتشر شده و در مدت زمانی کوتاه، توجه‌های زیادی را جلب کرده و بارها در شبکه‌های اجتماعی بازنشر شده است.منبع  : فیلم نیوزبرای مشاهده کامل…