برچسب مجید مظفری

غریزه 1401

آتیه و مادرش از تهران به خانه‌ی رسول‌خان در روستا می‌روند. کامران، پسر رسول‌خان در راه آن‌ها را دیده و وقتی در بالکن عمارت می‌بیندشان گل از گلش می‌شکفد و همان‌جا داستانش با آتیه شروع می‌شود.

101 راه برای ذله کردن پدر و مادر 1383

پارسا، پسر کلاس پنجمی نابغه‌ای است که همواره در حال اختراع و ساخت ابزار جدید است، اما والدینش او را به خوبی درک نمی‌کنند. این مساله زمانی تشدید می‌شود که پارسا برای جلب توجه پدر و مادرش انشایی عجیب می‌نویسد.

سیب ترش 1392

امیرعلی سروان نیروی انتظامی است که در یک کلانتری مشغول به خدمت شده است. او در حین یک ماموریت کاری با دزدی به نام پژمان درگیر شده و طی حادثه ای پژمان به قتل می رسد. پلیس امیرعلی را تبرئه کرده اما وی دچار عذاب وجدان شدیدی می شود…

تردستی 1392

داستان درباره دختر دانشجوی شهرستانی به نام کیانا (با بازی بهناز جعفری) است که در یک گالری نقاشی کار می‌کند. یک روز زنی (با بازی الیزابت امینی) به گالری می‌آید و درخواست می‌کند که صاحب گالری چهره او را نقاشی کند، اما صاحب گالری نمی‌پذیرد. کیانا پیشنهاد انجام این کار را می‌دهد، ولی زن که تنها نام و اعتبار نقاش برایش مهم است، پیشنهاد کیانا را رد می‌کند.

تا صبح 1385

این سریال روایت چند جوان از دهه پنجاه تاکنون است . یکی از این جوانان مستانه نام دارد که در پیچ و تاب مسایل عاطفی درگیر مسایل سیاسی می شود و....

روشنک 1392

فیلم روشنک ، درباره ی دختر و پسری است که یکدیگر را دوست دارند ، اما پدرِ دختر که در زندان به سر می‌برد ، مخالف ازدواج آنهاست. پسر برای گرفتن رضایت از پدر، خلافی را به طور عمد مرتکب می‌شود تا به زندان برود و…

یکی بود یکی نبود 1390

فیلم یکی بود یکی نبود" روایت دختری کوچک شش ساله به نام شهرزاد است که به همراه والدینش به خانه جدیدشان نقل مکان می کند. خانه آنها در ساختمانی واقع شده که باب طبع شهرزاد نمی باشد. او که دوستان خوبی در ساختمان قبلی داشته در ابتدای ورود با دیدن اوضاع ساختمان و همسایه ها احساس بدی پیدا می کند . کم کم شهرزاد تصمیم می گیرد گذشته را فراموش کرده و با افراد این ساختمان از بزرگ و کوچک آشنا شود او متوجه مشکلاتی می شود که هر یک از این افراد دارند و تلاش می کند تا به نوعی آنها را کمک کند. او با تعداد محدودی از بچه های ساختمان دوست می شود و در ادامه شهرزاد تلاش می کند اوضاع ساختمان را سروسامان دهد تا ....

بهار 1389

این فیلم داستان بهار،زنی 42 ساله را روایت می کند که همسر اولش در جنگ مفقود شده و پس از12سال دوباره ازدواج کرده است، اما در سال هایی که با همسر دومش (سعید) زندگی کرده،صاحب فرزندی نشده است.دو دختر و همسر اول سعید این روزها در حال بازگشتند.مادر بهار به آلزایمر مبتلاست و جهانگیر،خواهر زاده او قصد خراب کردن خانه موروثی آن ها را دارد.او می خواهد برجی بنا کند.