عطیه گوشیاش را روشن کرد. پیامی را با این محتوا دریافت کرده بود: «با سلام، بنده از پایگاه خبری مشرقنیوز هستم، میخواستم یک زندگینامه کلی و چندتایی خاطره از مجید که تاکنون گفته نشده، برای بنده بیان کنید».
برا چی غصهی دنیا و مال دنیا را بخورم. بیخیال بابا، من هر چی دارم، همان روز خوش میگذرونم و کیفاش را میکنم. مگه احمق شدم بشینم غصه بخورم که مال دنیا را کم دارم.
ما او را به حضرت زهرا و حضرت زینب داده بودیم و اصلا دلم نمی خواست پیکرش برگردد. مجید خالکوبی داشت و به گفته ی دوستانش شب عملیات می گوید نمی خواهم بدنم را کسی ببیند. همین هم شد دشمن بدنش را برد و آتش زد و دیگر کسی خالکوبی های مجید را هم ندید.