برچسب مجید فروغی

کسوف 1386

در فیلم کسوف قصه دختر‌بچه‌ای روایت می‌شود که توسط پرستارش ربوده شده و همین عامل پای پلیس را به ماجرا می‌کشد. با ورود پلیس قصه شکل دیگری پیدا می‌کند. وقتی پلیس وارد ماجرا می‌شود با چند گزینه روبه‌رو می‌شود، این که پرستار بچه را دزدیده، دوم این که کودک توسط ناپدری دزیده شده، گزینه بعدی پلیس این است که مادر با آدم‌رباها هم‌دست است و اما گزینه چهارم که آیا اصلا کودکی وجود دارد!

افسون 1381

داستان این مجموعه از اینجا آغاز می‌شود که احسان پس از بیست سال زندگی با پدرش در فرانسه به ایران بازمی‌گردد تا املاک پدری را بفروشد و علاوه بر پرداخت بدهی‌های او، برای خود نیز زندگی خوبی فراهم کند. در این میان شرکا نیز منتظر فرصتی هستند تا اسناد املاک اشتراکی را از چنگ او درآورند. از طرفی مادر احسان که در ایران زندگی می‌کند، تومور مغزی دارد و تصمیم دارد اسناد و مدارک این املاک را صرف امور خیریه کند. در این بین احسان دچار سردرگمی می‌شود و…

ژرفا 1388

امیر، فارغ‌التحصیل رشته مهندسی است و چون کار پیدا نکرده است روی تاکسی کار می‌کند. همسر امیر معلم دبستان دخترانه است. آن‌ها پس از سال‌ها زندگی هنوز بچه‌دار نشده‌اند وزندگی‌شان دچار روزمرگی شده است. امیر، سرویس بچه‌های دبستان است او در مواقع دیگر مسافران مختلفی را سوار تاکسی‌اش می‌کند که هر یک داستان متفاوتی دارند. یکنواختی زندگی این زوج باخبر باردار شدن همسر امیر پایان می‌یابد...

دروازه ساعات 1388

با شنیدن خبر ورود کاروان اسرای کربلا به دمشق هر یک از اهالی آماده رفتن به دروازه ساعات می‌شوند تا در جشنی که توسط حاکمان برپا شده شرکت کنند اما کسانی هستند که با داشتن درک صحیح از واقعه کربلا به سرزنش مردم بی‌خرد می‌پردازند و در این میان طالب که به ظاهر دیوانه کوچه گردی است با سخنان خود کسانی را که به دلیل ترس یا بی‌بصیرتی از حادثه کربلا گریخته‌اند در برابر پرسش‌های بی‌پاسخی قرار می‌دهد.

مهر و ماه 1383

سیمین، همسر جلال مهدوی، 25 سال پیش به همراه برادرش، شکور، برای دیدن دخترش به خارج می‌رود و اصرار می‌کند که مهدوی نیز اموالش را بفروشد و نزد آنها برود. اما او قبول نمی‌کند و پس از چند ماه تنهایی با زنی به‌نام صفورا ازدواج می‌کند. سیمین به همراه شکور به ایران باز می‌گردد و آن زن را که حامله بوده از خانه بیرون می‌کند و تهمت خیانت به او می‌زند تا مهدوی دیگر دنبالش نگردد. اما سالها بعد سیمین به هنگام مرگ به کرده خود اعتراف کرده و از مهدوی می‌خواهد آن زن و بچه‌اش را پیدا کند. اطرافیان مهدوی که از ماجرا بی‌اطلاعند به تحریک شکور که چشم به ثروت مهدوی دارد او را دیوانه و پریشان حال می‌خوانند. اما با هوشیاری هادی و مینا، پسر و دختری که تحت تکفل مهدوی بوده‌اند، این معما حل می‌شود و نهایتا" مهدوی متوجه می‌شود که هادی پسر واقعی خودش است که نزد زن زحمتکشی به‌نام آسیه بزرگ شده و زمینه ازدواج هادی و مینا را فراهم می‌کند

تکیه بچه های محله ما 1389

این سریال داستان عده ای نوجوان است که در ایام محرم حسینه ایی را بر ای عزای حسینی برقرار می‌کنند و با هم قرارهای جالبی می‌گذارند که مثلاً در ماه محرم دروغ نگویند. این مجموعه سعی می‌کند تا جوانان را با اصول و مفاهیم عاشورایی آشنا کند.