برچسب مجید علیزاده(مجید فری)

خانه اجاره ای 1390

داستان‌های این سریال در یک مجموعه مسکونی که چند خانواده مختلف با مختصات و ویژگی‌های خاص خود زندگی می‌کنند، اتفاق می‌افتد. زندگی هر کدام از خانواده‌های این مجتمع، تحت تأثیر ماجراهای روزمره قرار می‌گیرد که اگرچه وقوع‌شان دور از ذهن نیست، اما تبعاتی دارد که فضایی شیرین و طنزآلود پدید می‌آورد.

آقا و خانم سنگی 1394

سعید سنگی باغچه ای را که پدرش به نیت هزینه ازدواج سه خواهرش کنار گذاشته را فروخته و مزرعهٔ شترمرغ راه انداخته‌است. غافل از اینکه نوه عموی جوانشان احسان سنگی، عاشق سحر خواهر کوچکتر سعید شده‌است. نیت احسان برای ازدواج با سحر همزمان می‌شود با از دست رفتن مزرعه در اثر یک کلاهبرداری بزرگ. سعید شرط‌هایی برای ازدواج احسان و سحر می‌گذارد که تن هر بیدی را می‌لرزاند. اما احسان سنگی گویی چنار است و با هیچ شرطی نمی‌لرزد. حالا سعید باید قبل از تحقق شرایط باید مزرعه را احیا کند، وگرنه اتفاقی می‌افتد که نباید بیافتد…

سه دنگ سه دنگ 1389

«نصرت عشقی» (با بازی سیروس گرجستانی) سال‌هاست در یکی از محلات قدیمی تهران، نانوایی سنگک دارد و به اتفاق سه پسرش «مسعود» (جواد عزتی)، «محمود» (عباس جمشیدی‌فر) و «منصور» (اشکان اشتیاق) آنجا را اداره می‌کند. اما تنها سه دانگ از مغازه به نام اوست و سه دانگ دیگر، متعلق به شریک و دوست قدیمی‌اش «پرویز» (با بازی محمد کاسبی) است که ۱۰ سال قبل از ایران مهاجرت کرده و اکنون در ایتالیا زندگی می‌کند. پرویز پس از سال‌ها به ایران می‌آید تا سه دانگ سهم خود را بفروشد. نصرت که برای این نانوایی رنج و زحمت زیادی کشیده‌است، در تلاش است تا پولی جور کند و سه دانگ پرویز را خودش بخرد، اما در این میان، ماجراهایی پیش می‌آید که زندگی او و خانواده‌اش را تحت تأثیر قرار می‌دهد و آن‌ها نیز تصمیم می‌گیرند تا به خارج مهاجرت کنند؛ تا اینکه…

پشت درهای بسته 1393

امین بعد از 14 سال زندگی در خارج به ایران بر میگردد و با یک راننده که عشق ماشین است آشنا میشود و راننده او را به یک منزل قدیمی که چند خانواده در آن زندگی میکنند میبرد و…

مرد 1385

داستان مردی به نام فتاح را دنبال می کند که روزی پس از خروج از زورخانه در زیر یک بازارچه با چند نفر از اراذل و اوباش درگیر شده و در این درگیری یکی از آنان را به قتل می رساند. فتاح به زندان می افتد و پس از حدود بیست سال از زندان آزاد می شود. حال فتاح به دنبال داشته هایش به محل سابق خود باز می گردد و این در حالی است که…

بر سر دوراهی 1398

قصهٔ عاشقانه پرفراز و نشیب پسری به نام حامد است که به واسطه عوض شدن دنیایش و تغییر مسائل مالی، همه چیزش تغییر می‌کند و بعد از این تغییر به فکر رها کردن مریم(دختر عمویش) و نگه داشتن پریناز در ایران و ازدواج با او می افتد...

روزهای بد به در 1393

اردشیر، سرایدار مدرسه است و برنامه‌ریزی کرده تا مراسم عروسی پسرش را شب عید در مدرسه برگزار کند. اما ناگهان حکم بازنشستگی او می‌آید و خانواده باید مدرسه را تخلیه کنند. همین مساله باعث می‌شود برنامه‌ریزی کارها به هم ریخته و ...