برچسب مجید عبدالعظیمی

لبه آتش 1389

سه نظامی (سرباز، درجه دار و افسر) از رسته توپخانه، منتظر دستور مافوق برای گلوله‌باران تهران هستند. در آن شرایط که نظامی‌ها از لحاظ روحی و عاطفی به شدت دچار مشکل شده‌اند، این سه نظامی ایزوله شده به مهمترین سوال ممکن می‌اندیشند. اینکه چرا آنها را برای انجام این مأموریت انتخاب کرده‌اند. در حالیکه هیچ‌کدام به شاه دوستی در ارتش اشتهار ندارند.

ملکوت 1389

فردی به نام حاج فتاح سلطانی (محمدرضا شریفی‌نیا) پس از تصادف دچار مرگ مغزی می‌شود و به جهان ملکوت می‌رود در آن زمان فرشته‌ای (کوروش تهامی) به سراغ او می‌آید تا به گناهان او رسیدگی کند و از طرفی دیگر داماد حاج فتاح (رضا رویگری) برای رسیدن به ثروت حاج فتاح تلاش می‌کند اما در واقع، او در این مسیر، ناکام می ماند.

جستجو در شهر 1381

ستوان مسعود امینی دانشجوی ممتاز دانشکدهٔ افسری در سال ۱۳۵۶ که در قسمت تجسس خدمت می‌نمود در حین پی‌گیری پرونده مواد مخدر به سرنخ‌هایی دست پیدا می‌کند که نهایتاً ریشه اصلی آن به نظام شاهنشاهی می‌رسد به همین دلیل از پیگیری پرونده منع می‌شود ولی سماجت وی در تعقیب پرونده خشم فرمانده و مسوولان وقت را برمی‌انگیزد و آنان پس از پرونده سازی برای او موجبات بیست سال حبسی را برایش فراهم می‌آورند پس از انقلاب اسلامی وی همراه با سایر زندانیان سیاسی آزاد … و در سال ۱۳۷۶ همراه با ستوان پویا سپهری با دریافت اطلاعات محرمانه‌ای دربارهٔ اجلاس سران کشورهای اسلامی پی به توطئه‌ای در جهت اخلال و ناامنی در برگزاری کنفرانس می‌گردند و…

رایزن عشق 1390

این فیلم داستان امیر حسین خجسته با بازی حسن جوهرچی را روایت می کند که به عنوان رایزن فرهنگی سفارت ایران در یک کشور اروپایی در بدو ورود با مهشید(لعیا زنگنه) مواجه می شود. این دو سالها قبل در ایران به هم دلبسته بودند اما اتفاقاتی همچون جنگ آنها را از هم دور کرده است. در این میان اتفاقی به وقوع می پیوندد و...

بانو 1388

مردی شیکپوش همراه زنی به نام بانو پس از ۲۰ سال به شهری وارد می‌شوند بعدها مشخص می‌شود توسط جماعتی از مردمان همین شهر به بانو ستمی رفته‌است. اکنون بانو جهت گرفتن انتقام به شهرخود بازگشته است. دراین رهگذر اتفاقاتی به وقوع می‌پیوندد که شهربانی و مردم نیز در آن دخیل می‌شوند. در این سریال، ماجرای کشف حجاب و جریان ممنوعیت مجالس مذهبی در دوران رضاخان مورد بررسی قرار می‌گیرد.

آتش و شبنم 1379

فردی با نام" سعید مقامی" برای اینکه هیجان و لطفی به زندگی اش بدهد به تفریح های شبانه همچون بازی بیلیارد می پردازد که در یکی از این بازی ها مبلغ هنگفتی را از دست می دهد. او مدیریت کارگاه یک شرکت ساختمان‌سازی مربوط به پدرش را برعهده دارد و قصد مقابله با تقلب های ساخت برجی در شمال شهر را دارد.