شهر اسفنجی 1391
«شهر اسفنجي» روايتي نو از جنگ و مبارزه با تروريسم است
«شهر اسفنجي» روايتي نو از جنگ و مبارزه با تروريسم است
داستان دو برادر را نقل میکند که از هم دور افتادهاند و یکی در ایران روزگار میگذراند و دیگری در انگلیس. «مهران» فرمانده یکی از گروهانهای ارتش ایران است. برادر او که در خارج از ایران زندگی میکند، تصمیم میگیرد همراه همسر خارجیاش برای دیدنش به ایران بیاید و مراسم عقدی با سنتهای کشورش برگزار کند. در راه بازگشت به انگلستان اتوبوس حامل آنها مورد حمله تروریستی قرار میگیرد و پسر جوان و همسرش کشته میشوند. «مهران» از این موضوع باخبر میشود و برای گرفتن انتقام برادر به انگلستان میرود
صدرا که سالهاست خارج از ایران زندگی میکند زمینه تحصیل خواهرش را در خارج از ایران فراهم کرده؛ اما خواهر در مسیر فرودگاه به طرز مشکوکی ربوده میشود! صدرا به سراغ دوست قدیمی اش رضا میرود، او یک بادیگارد حرفهای است.
فيلم درباره زني است که در آستانه 42 سالگي ميخواهد مادر شود و به رغم تمام مسائل اجتماعي،اعتقادي و خانوادگي براي خواسته اش تلاش مي کند.
این فیلم داستان ساکنان يک آپارتمان را روايت ميکند که به دليل تعارض ديدگاههايشان مشکلاتي پيدا ميکنند.
فرید (حمید گودرزی) ساعت نه صبح با خبر میشود که صاحب عمارت قدیمی ساعت نه شب به فرودگاه میرسد. حالا او و ساکنینی که فرید بدون اطلاع صاحب خانه آنها را به عمارت آورده تنها دوازده ساعت فرصت دارند تا خانه را خالی کنند و در این میان اتفاقات رخ میدهد که شرایط را پیچیده میکند...