برچسب مجتبی طهمورث

سرخ پوست 1397

قرار است زندانيان يک زندان قديمي را به پايگاهي ديگر انتقال دهند تا زندان قديمي تبديل به فرودگاه شود. سرگرد نعمت جاهد رئيس زندان در همين روز ترفيع ميگيرد اما متوجه مي شود که يکي از زندانيان گم شده است. سرگرد با ايمان به اينکه زنداني، احمد سرخپوست در همان زندان پنهان شده است به جستجوي او ميپردازد...

هفت و نیم 1397

هفت و نیم ماجرای زندگی هفت دختر افغانی و ایرانی را در هفت اپیزود به صورت سکانس پلان روایت می کند و قصه دخترانی است که جمعه شب مراسم عروسی آنها برگزار شود اما هر کدام از آنها به نوعی درگیر مسئله ای هستند.

سمفونی نهم 1397

راحيل يک پزشک جراح است، که براي برآورده کردن آخرين آرزوي همسرش، جسد او را در صندوق عقب ميگذارد و راهي جاده ميشود. او در راه با مرد مرموزي آشنا مي شود.....

ماهی سیاه کوچولو 1393

اين فيلم در بستر تاريخي دهه شصت و مبارزات نيروهاي چپ در شمال کشور و در آمل روايت مي شود و درباره يک زن به نام شهرزاد است که معروف به ماهي سياه کوچولو است و براي انتقام مرگ شوهرش وارد مبارزه شده و حالا با دو شخصيت ديگر آشنا مي‌شود و مباحث ايدئولوژيک درباره مبارزه و نقد تفکر چپ و... ميان آنها در مي‌گيرد.

خانوم 1392

"خانوم" روايت سه قصه و سه خانواده است. در قصه اول زني جوان (شقايق فراهاني) که همسرش به دليل مشکلات مالي است تلاش مي کند زمينه ماندن او در ايران را فراهم کند. اما مرد (سيامک انصاري) از ترس مشکلات به ترکيه ميرود. در قصه دوم آهنگسازي جوان به دليل اعتياد به الکل اعتبار حرفه اي اش را از دست داده و مشکلات مالي دارد و همسر فيلمنامه نويسش (انديشه فولادوند) را آزار مي دهد. تلاش زن براي ترک اعتياد مرد بي نتيجه است. در قصه سوم کارگري که متاهل است و دو فرزند دارد از دو دست فلج شده و همسرش با کار در بيمارستان خرج زندگي را مي دهد. مرد که مستاصل شده تصميم به خودکشي روي ريل قطار مي گيرد اما همسرش او را نجات مي دهد.

تراژدی 1392

قاسم سبزی کار ( مهدی هاشمی ) مرد خودباخته ای است که برای سربلندی در مقابل خانواده اش تصمیم می گیرد خود را در معرض یک سانحه تصادف قرار دهد تا بتواند از طریق دریافت دیه ، به خانواده اش کمک کرده باشد اما ...

سال دوم دانشکده من 1396

مهتاب (سها نیاستی) و آوا (فرشته ارسطویی) دانشجویان سال دوم دانشکده معماری هستند که به اتفاق تعدادی دیگر از همکلاسی‌هایشان برای یک سفر چند روزه دانشجویی از تهران به اصفهان می‌روند. در اصفهان آوا خونریزی مغزی می‌کند و به بیمارستان منتقل می‌شود. در آنجا مهتاب به علی (دوست پسر آوا) زنگ می‌زند که به اصفهان بیاید و ....

خوک 1396

حسن خشمگین است. مدتی است موفق به فیلم ساختن نشده. شیوا مهاجر، ستاره محبوبش صبر ندارد و می‌خواهد با کارگردانان دیگر همکاری کند. همسرش گلی، دیگر عاشقش نیست. دخترش آلما، بزرگ شده و دیگر مستقل است. مادرش جیران، پیر شده و کم‌کم حافظه خود را از دست داده. مزاحم جذابی به نام آنی، او را هر جا می‌رود تعقیب می‌کند و اصرار دارد حسن او را وارد دنیای سینما کند. از همه بدتر، قاتلی در سطح شهر مشغول کشتن کارگردانان سینمای ایران است، اما حسن را نادیده گرفته. حسن رنجیده‌است: آیا او مهم‌ترین فیلمساز این شهر نیست؟ پس چرا قاتل تحویلش نمی‌گیرد؟ هنگامی که نام حسن به عنوان مظنون اصلی پرونده قتل‌ها در شبکه‌های اجتماعی مطرح می‌شود، اوضاع دیگر غیرقابل تحمل می‌شود. حالا حسن ناچار است برای اعاده حیثیتش نقشهٔ هوشمندانه‌ای بکشد…