کاژه 1402
در فیلم و اما حقیقت، رعنا که سرپرست خانواده است، از تامین مخارج زندگی خود درمانده شده و تصمیم میگیرد تا گاو شیرده خود را بفروشد. کریم به رعنا علاقه دارد و سعی میکند مهر خود را در دل رعنا جای بدهد. چوبدار خریدار گاو است و به دروغ میگوید که گاو تب مالت دارد و باید معدوم شود تا اینکه…
داستان مربوط به پسری است که پدرش بر اثر یک سانحه آتش سوزی غیر عمد و فوت یک نفر به زندان افتاده و آنها به ناچار با کمک دوستانش در صدد جلب رضایت از اولیای دم هستند. آنها که از خانواده شیعه و اهل تسنن هستند، رفاقتی خوب با یکدیگر دارند. مادربزرگ یکی از بچه ها، گردنبندی گران قیمت را جهت فروش و ادای یک نذر به نوه اش میدهد که او گردنبند را به همراه دوستانش به اولیای دم می دهند تا وی رضایت دهد، ولی آن مرد قبول نمی کند، تا اینکه…
اردشیرخان پدر و صاحب عمارت، چند اولاد ناخلف دارد که در تلاش برای تصاحب عمارت هستند، روزی یکی از عروسها تصمیم میگیرد برای پدر که تنها است، همسری بگیرد تا خودش را در دل او جا بکند.
آیما دختر بچهای است که در یک سانحه توانایی صحبت کردن خود را از دست میدهد و این موضوع باعث ایجاد مشکلاتی برای او و اطرافیانش میشود، اما…
داستان این فیلم درباره شخصی به نام سوری می باشد که در روستایی در الموت زندگی می کرده است و در روستای آنها سربازمعلمی به نام ایوب که اهل اردبیل بوده است زندگی می کند که سوری عاشق او می شود. ایوب با پایان سربازمعلمی اش به اردبیل برمی گردد و سوری یک سال از دوری او مریض می شود و پس از یک سال بالاخره با ترفندهای متفاوت از خانه فرار می کند و به اردبیل می رود و اتفاقاتی که برای او در آنجا رخ می دهد.
رضا که پدرش یک تعزیه خوان بوده، تئاتر کار میکند و در روستا زندگی میکند. رضا با دوربینش از مناظر عکس گرفته و در فضای مجازی منتشر میکند. تاسوعا نزدیک است و پدر رضا فوت شده و چَشم اهالی به رضاست که نقش حضرت عباس (ع) را در تعزیه بازی کند. همه به او رضا قرتی میگویند و کسی باور نمیکند که رضا بتواند نقش حضرت عباس (ع) را بازی کند. تا اینکه…