شعرهای زیبا و قصائد وغزل های شاعران بزرگ – شعر عاشقانه غمگین
بگیر اما بدان فالت نخواهد داد تغییرم
قشنگست آنچه حافظ گفته، اما نیست تقدیرم
بگیر اما بدان فالت نخواهد داد تغییرم
قشنگست آنچه حافظ گفته، اما نیست تقدیرم
میگویند روز محشر ،
چون موسی به وعده گاه آمد عرض کرد:
پروردگارا ! “خود را به من بنمای” تا تو را تماشا کنم .
معشوق فرمود : ” هرگز مرا نخواهی دید “؛
لیکن به کوه نگاه کن پس اگر بر جای خود قرار گرفت به زودی مرا خواهی دید. پس پروردگارش آن را متلاشی ساخت و موسی مدهوش بر زمین افتاد…
* “أرنی” : خودت را به من نشان بده
*” لن ترانی ” : هرگز مرا نخواهی دید
به جای دسته گلی که فردا بر قبرم نثار میکنی. امروز با شاخه گلی کوچک یادم کن. به جای سیل اشکی که فردا بر مزارم میریزی. امروز با تبسمی شادم کن.به جای آن متن های تسلیت گونه که فردا در روزنامه ها برایم می نویسی. امروز با پیام کوچکی خوشحالم کن. من امروز به تو نیاز دارم نه فردا…………………..
میدونی
عشق همونه که
بدونی تو رو واسه خودت میخواد…
نتونه یه ساعت ازت بی خبر باشه…
بدونی تو بدترین شرایط هم باهاته و
تنهات نمیذاره…
عشق همونه که میگه:
یا راهی پیدا میکنیم…
یا راهی میسازیم….️
عجیب است، اما
سلام..
رفيقِ با وفاي مڹ…
سخاوتت را دوست دارم…
مثڸ آفتاب مي ماني،
گرمي،
مهرباني،
با گذشتي…
دور ايستاده اي،
امّا محبتت گرمم مي ڪند…
از اينجا ڪه مڹ”قنوت”بسته ام
تا آنجا ڪه تو به مهرباني “قيام” ڪرده اي
يڪ “سلام” فاصله است…
سلام مي ڪنم و
سلامتي و سربلندي برايت مي طلبم
و سايہ خشنودي خدا…
تو هم برايم دعا ڪڹ،
ڪه دلماڹ هردو
نيازمند اجابت هاي قشنگ خداست…
حالا به زندگي لبخند بزڹ،
رفيق بي رياي مڹ…