برچسب متفقین

قصه آوارگی رضاخان؛ کجا بروم من حتی پنج ریال ندارم/چرچیل: دیکتاتور را بیرون کردیم

رضاخان پس از مدت کوتاهی اقامت در اصفهان، برای رفتن به مقصدی نامعلوم راهی کرمان شد. در کرمان هم، کنسول انگلیس و ماموران این‌کشور اصرار کردند هرچه زودتر به بندرعباس برود. او هم خشمگین شد و گفت «کجا بروم؟ من در جیبم حتی پنج ریال ندارم.» به او اعلام شد دولت انگلیس کلیه مخارج را خواهد پرداخت و سپس از دولت ایران وصول خواهد کرد.

تاریخ تکرار می‌شود؛ بلوای نان رضاخان و حرف‌های امروز نانسی پلوسی

از اواخر برج سنبله، یعنی ماه شهریور، آرد کمتر به نانواها داده شد و طبعا جلوی دکان‌های نانوایی ازدحام به راه افتاد. از همه‌جا خبر از وضع بد نان و ازدحام در دکان‌های نانوایی و احیانا زیر دست و پا رفتن زنان و کودکان می‌رسید. البته هیچ‌کس چنین‌چیزی به چشم ندیده بود ولی همه شنیده بودند که مثلا چندنفر از گرسنگی مرده‌اند. این‌تحریکات در جنوب شهر شایع‌تر و گسترده‌تر بود و آن‌روزها شاید کمتر کسی می‌دانست که این‌شایعات از کجا سرچشمه می‌گیرد ولی امروز می‌دانیم.