برچسب مبینا آتشی سادات

بچه ها نگاه می کنند 1395

طاهر(خان بابا) که کشتی گیر مشهوری است به همراه چهار دخترش و خانواده آن ها در یک ساختمان زندگی می کنند. وی برای کمک به دو دانشجوی مجرد، اتاقی را در پشت بام در اختیار آنها قرار می دهد. دختران برای مقابله با این کار از طاوس خواهر طاهر که با او اختلافاتی نیز دارد، کمک می گیرند و ....

بهای یک بهانه 1391

این فیلم داستان پسری است که پس از مشکلات فراوانی که در تهران برایش به وجود می‌آید برای خلاص شدن از این مخمصه شهر را به مقصد مکانی دور ترک می‌کند، اما طولی نمی‌کشد که زندگی جدیدش با شنیدن خبر فوت پدر و ارثیه هنگفت برجای مانده از او دچار تغییر می‌شود.

بالهای خیس 1391

در مجموعه تلویزیونی «بال‌های خیس» دو داستان به موازات هم روایت می‌شود.
داستان اول این مجموعه‌ی 26 قسمتی حول محور پزشک حاذقی به نام مجید پرتو با ایفای نقش «حبیب دهقان‌نسب» شکل می‌گیرد که با تشکیل تیمی جوان در زمینه تولید داروی ضدسرطان، پژوهش گسترده‌ای انجام داده است. در این راه دوست و همرزم ‌قدیمی‌اش مهدی قاسمی با بازی علی عمرانی پا به پای او پیش می‌آید و اگرچه تخصصی در زمینه تولید دارو ندارد، اما نقش مشوق و همراه همیشگی را برای دکتر پرتو بازی می‌کند.
داستان دوم مضمونی خانوادگی و معمایی دارد. جوانی به نام محسن با ایفای نقش حسین مهری در جریان اردویی دانشجویی در شمال کشور توسط ضاربی ناشناس درون پرتگاهی می‌افتد. سقوط محسن در این پرتگاه و نجات او از مرگ، زمینه‌ساز به وجود آمدن ماجراهایی می‌شود که پی در پی بر سر راهش قرار می‌گیرد.

فرات 1390

داستان فرات درباره دو دوست قدیمی به نام حاج ابراهیم و کاظم است که با هم فامیل هم هستند و آنقدر دوستی آن‌ها ریشه‌دار است که حمید پسر حاج ابراهیم، نرگس دختر حاج کاظم را که دایی‌اش هم هست، به همسری انتخاب کرده است. داستان «فرات» از جایی آغاز می‌شود که مریم دختر حاج ابراهیم محرم علی، پسر حاج کاظم می‌شود... .
در این سریال حاج ابراهیم از سوی کاظم، زخم عمیقی می‌خورد اما نمی‌داند که ریشه این اتفاق از سوی چه کسی و از کجا نشأت گرفته است. بعد از مدتی وقتی از واقعیت ماجرا با خبر می‌شود، واکنش شدیدی از خود نشان می‌دهد. این مسئله حاج ابراهیم را در مسیر انتخابی مهم و امتحانی بزرگ قرار می‌دهد.

آسمان من 1394

مجموعهٔ آسمان من روایت پروازی آرام است که البته برای رسیدن به این هدف، افراد زیادی تلاش می‌‌ کنند تا یک پرواز آرام و آسوده به مقصد برسد به عبارتی این سریال، داستان زندگی اشخاصی بی‌ادعاست که سفری خوش را برای مسافران هواپیما آرزو می‌کنند.

آوای باران 1392

این فیلم زندگی مردی به نام طاها ریاحی که تاجر دارو است را روایت می‌کند که با بروز اتفاقاتی دگرگون شده و سرنوشت عجیبی برای او و دخترش رقم می‌خورد. او پس از سال‌ها به ایران بازمی‌گردد و به دنبال دختر گمشده خود می‌گردد و متوجه می‌شود که نادر و زیور، خواهرزاده و همسر خواهرزاده‌اش، نتوانسته‌اند از دخترش نگهداری کنند و دخترش از خانه به دلیل آزار و اذیت آن‌ها فرار کرده و میان گروه‌های تکدی‌گری سر درآورده است. زیور و نادر سعی دارند دختر خودشان که بیتا نام دارد را جای باران، دختر طاها، جا بزنند اما اوضاع آنطور که باید پیش نمی‌رود و باران به دنبال پدر خود می‌گردد و این در حالی است که شکیب سردسته تکدی‌گرها قصد اخاذی و به دست آوردن پول از طریق این خانواده را دارد؛ در این میان کیانوش پسر جوانی که از زمان کودکی با باران در سر چهار راه آشنا شده بود و او را به شکیب معرفی کرده بود عاشق باران شده‌است و در این حال شکیب توسط یکی از پسران تکدی گری کشته می‌شود و همسر او آفرین به دلیل بچه در شکم داشتن و خونریزی پیش از حد می‌میرد و نادر با خانواده به سمت یک بندر می‌روند تا با دوست نادر دیدار کنند دوست نادر به نادر پیشنهاد می‌دهد که خودش به مالزی بروند وخانواده به مرز ترکیه بروند ولی نادر گول می‌خورد و معلوم نمی‌شود چه اتفاقی برایش می‌افتد و زیور و بیتا در تونل تصادف می‌کنند و بیتا به بیمارستان منتقل می‌شود طاها هم دختر خود را پیدا می‌کند و زیور هم به گدایی می‌افتد.

چهارشنبه 1394

در مراسم عروسي يک اتفاق ناگهاني باعث کشته شدن پدر خانواده مي شود. يکي از اعضاي خانواده مقتول به دنبال اين است که بر هر شکل قصاص انجام شود و بخش ديگري از اعضاي خانواده در برابر اين خواسته مقاومت مي کنند. کشمکش ميان اين دو گروه باعث شکل گيري شرايطي مي شود که همه را درگير مي کند.

شب واقعه 1387

چهلمين روز بعد از آغاز جنگ تحميلي، درياقلي سوراني پس از آن كه خانواده اش را از شهر آبادان راهي مي كند، به اوراق فروشي خود در حاشيه بهمن شير برمي گردد و با ماجراهايي روبرو مي شود...