برچسب ماه چهره خلیلی

رویای نیمه شب (کوتاه) 1395

«رویای نیمه شب»، داستانی است عاشقانه با زمینه‎ی مذهبی که حکایت از دلدادگی جوانی از اهل سنت به دختری شیعه مذهب دارد که در راه وصال با موانع و اتفاقاتی تلخ و شیرین مواجه است.

هدیه 1393

عباس و ستاره زوج خوشبختی اند و عباس راننده تاکسی است. زندگی عادی آن ها بعد از مطلع شدن از سرطان ستاره، زن عباس، وارد مرحله جدیدی می‌شود.

رنج و سرمستی 1392

خانمی در جنگ ایران و عراق اسیر شده و به عراق رفته است. او پس از سال‌ها به ایران بازمی‌گردد و با ماجراهای گوناگون روبرو می‌شود.

یادم تو را فراموش 1394

دامون که به تازگی از مربی گری یکی از باشگاه‌های پرطرفدار فوتبال برکنار شده، با زنی مواجه می شود که سال ها قبل با او در ارتباط بوده است. این مواجهه مجدد، زندگی دامون و خانواده اش را تحت تاثیر قرار می دهد و...

از میان سایه ها 1391

" از میان سایه ها" داستان زنی به‌ نام مهگل است که با گذشته‌ای سراسر بیم و امید، به زندگی امروز و همسرش کیوان علاقمند است، اما فراز و نشیب‌هایی که در بطن روزمرگی‌ها و زندگی معمولی مهگل پنهان است سبب شده تا علیرغم تلاش‌های کیوان، راه و نشانی خوشبختی را فراموش کند‌.

کلاه پهلوی 1383

«فرخ باستانی» جوانی ایرانی از طبقه فقیر جامعه است. او پس از تحصیل در مدرسه دارالفنون تهران، برای ادامه تحصیل به پاریس می‌رود. پاریس در روزهای پس از جنگ جهانی اول شرایط سختی دارد. این وضعیت فشار زیادی به فرخ می‌آورد. او طی حوادثی با دختری ایرانی ـ فرانسوی) به نام بلانش آشنا می‌شود که از پدری فرانسوی و مادری ایرانی متولد شده‌است. فرخ طی ماجراهایی با بلانش ازدواج می‌کند و موفق می‌شود سمت منشی گری «حسن تقی‌زاده» سفیر وقت ایران در پاریس را در فاصله سال‌های ۱۹۳۳ تا ۱۹۳۴ به دست آورد. تقی‌زاده هنگام بازگشت فرخ باستانی به ایران، طی نامه‌ای خطاب به «علی اصغر حکمت» وزیر فرهنگ و معارف توصیه می‌کند از فرخ در دستگاه حکومت استفاده کند. حکمت نیز به «محمود جم» وزیر داخله توصیه فرخ را می‌کند و به این ترتیب فرخ باستانی به سمت فرماندار یک شهرستان کوچک کویری با نام «سامان» منصوب می‌شود. فرخ پس از حضور در آن شهرستان به مرور اقدام به تخریب بافت سنتی شهر و جایگزین کردن آن با خیابانی مدرن و مغازه‌هایی جدید می‌کند. حضور همسر فرانسوی او در آن شهر کوچک و مذهبی نیز به مرور باعث بروز تغییراتی در شهر می‌شود. چندی بعد با صدور فرمان کشف اجباری حجاب بانوان، اتفاق‌های تازه‌ای در شهر سامان رخ می‌دهد.وبلانژ را طلاق میدهد