«خدای جنگ» مقهور عزم انسانهای راسخ
فیلم با تخصیص ندادن اسم شهید به کارش عملا کاری کمسابقه و اخلاقی در سینما کرده. اینکه فیلمساز از قهرمانهای دوران انقلاب ایران صرفا الهام میگیرد، یعنی نمیخواهد سر ظرفیتهای فرهنگی این کشور قمار کند.
فیلم با تخصیص ندادن اسم شهید به کارش عملا کاری کمسابقه و اخلاقی در سینما کرده. اینکه فیلمساز از قهرمانهای دوران انقلاب ایران صرفا الهام میگیرد، یعنی نمیخواهد سر ظرفیتهای فرهنگی این کشور قمار کند.
در 25 آبان سال 1361، اجزای مختلف این شهر، از فرهنگ سنتی و لهجه پرانحنایش، آجـــــــرهای پلهــــــای زایندهرود و نقاشیهای دیوار آثار تاریخیاش گرفته تا اقشار علما و بازاریان و مردم کوچهبازار، بار دیگر معنا و هویت یکپارچه خود را به ظهور رساند تا آن روز، «روز اصفهان» شود؛ روزی که 370 شهید عملیات محرم قدم به زادگاه خود گذاشتند تا اصفهان در تشییع «شهادت» به میدان آید.
مشکل فیلم «خدای جنگ» فقط بد بودنش نیست؛ توهینآمیز بودن آن است.کارگردانی، مرعوب تکنیکزدگی است و بهجای اینکه روایت داستانی را بهتر برای مخاطب به تصویر بکشد، با حرکات ناگهانی دوربین ، تدوین بد و جلوه های ویژه مصنوعی مخاطب را به بیرون از فیلم پرتاب میکند.
هر نویسندهای از پسِ تلاشهای علمی و تحقیقی خود هدفی را دنبال میکند. این هدف والا بهنوعی جهتدهنده تمام نوشتههای اوست که چه بسا بهصورت آشکار بیان نشود؛ اما اهل دقت بهخوبی متوجه مقصود او میشوند و پیوسته این مهم را میدانند که یک نخ تسبیح، بعضی از آثار نویسنده را به یکدیگر وصل کرده است.
«گاد آف وار» یا خدای جنگ، تا دیروز عنوان یک بازی اکشن ماجراجویی و کاملاً خشن و الحادی بود که خانوادهها را با نوجوانانش به چالش میکشید.
در گذشته، صنایع نزد اهل صنعت و هنر صرفا به شغل و پیشهای اطلاق نمیشد که هنرمند بدان اشتغال ورزیده و معاش روزانه خود را از آن کسب کند؛ بلکه علاوه بر آن، راهی به سلوک معنوی محسوب میشد که هنرمند با آن یاد خداوند را برای خود متجلی میساخت. بدین دلیل، هنرمندان طبقه واحد خاصی جدا از دیگر مردم محسوب نمیشدند؛ طبقهای خاص و ممتاز از دیگران که امروزه مرسوم است.
فیلم سینمایی «شمال از جنوب غربی» به کارگردانی حمید زرگرنژاد و تهیهکنندگی مهدی مددکار است.
منبع : اصفهان زیبابرای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید