برچسب ماهان جهان

تابستان همان سال (آدم فروش) 1402

عطای ۷ ساله را پیش یک رمال آینه‌بین می‌برند تا طی مراسمی دزد طلاهای عمه‌اش را در آینه شناسایی کند، عطا که هیچ تصوری از سرانجام آنچه در آن شرایط بر زبان می‌آورد ندارد، برای رهایی از آن وضعیت، هر آنچه از تعاریف عمه‌اش دربارهٔ شک و تردید او نسبت به دزدی داوود پسر عمه دیگرش شنیده را بازگو می‌کند، غافل از آنکه این دروغ موجب عقوبتی دور از انتظار برای کل خانواده می‌شود.

کاشی 313 1391

در خانه‌ای قديمی و كلنگی درجنوب شهر كه در اتاق‌های دور تا دور چهار خانواده مستاجرند. كليه ساكنان خانه به مناسبت فرا رسيدن روز نيمه شعبان در تكاپو هستند و به همين مناسبت قرار است كليه ساكنين جهت ادای نذورات خود جشنی را در همان جا برگزاركنند. برای برگزاری اين جشن وامی از مسجد محل دريافت شده كه نحوه پرداخت بين خانواده‌ها تقسيم می‌شود، اما...

پسر- مادر 1397

این فیلم روایتگر زندگی مادر تنهایی است که با دو فرزند خود زندگی می‌کند. مشکلات عدیده مالی و متزلزل بودن موقعیت کاری، او را ناگزیر می‌کند به ازدواج پیشنهاد شده فکر کند و میان تامین امنیت و جدایی از فرزند پسر دوازده ساله‌اش تصمیم بگیرد.

دارکوب 1390

«جمشید پیرو» و «محمود ارسیا» افسران اداره آگاهی، مسئولیت پرونده بزرگ مواد مخدر را به عهده داشته‌اند. قاچاقچیان «جمشید پیرو» را همراه با خانواده اش طی حادثه‌ای به انتهای دره فرستاده‌اند. در آن حادثه فقط دختر 9 ساله‌اش جان سالم به در برد. «محمود ارسیا» همکار وی بسیار تلاش کرد که این موضوع را ثابت کند و پرونده را به نتیجه برساند، ولی نتوانست و پرونده مختومه اعلام شد. دختری که از «جمشید پیرو» به یادگارمانده، در حال حاضر همکار سرهنگ «محمود ارسیا» است و در تلاش برای پیداکردن قاتل خانواده اش است.

بمب یک عاشقانه 1396

فیلم بمب یک عاشقانه روایت گر زندگی زوجی (پیمان معادی و لیلا حاتمی) است که مشکلاتی در زندگی زناشویی خود دارند و آن مشکلات تا حدی هستند که زوج قصه ما در حتی هنگام بمباران به زیرزمین مجتمع مسکونی شان پناه نمی برند و فقط در اتاق هایی جداگانه به سر می برند تا بمباران تمام شود و از طرفی دیگر بیان گر عشقی میان دختر و پسر نوجوانی به نام سعید و سمانه است که در هنگام بمب باران تهران و در زمان پناه گیری خانواده ها در زیر زمین در زیرزمین با هم آشنا می شوند.

هفت ماهگی 1394

این فیلم داستان زنی به نام رعنا است که در ماه هفتم بارداری خود است وی که یک بار دچار سقط جنین شده، به شوهر خود شک کرده، و این باعث مشکلاتی در زندگی آنها می‌شود، رعنا، با اصرار شوهرش، مهرداد، به خانهٔ پدرش در مرزن‌آباد می‌رود، اما در میانه راه دچار حادثه می‌شود… .