سال سوم جنگ (نمایش) 1402
یک کارگردان آماتور تئاتر که علاقه دیوانه واری به وودی الن دارد، در حال تمرین روی نمایشنامه "مرگ در می زند" الن است اما دقیقا ماجراهای نمایشنامه در زندگی واقعی او اتفاق می افتد و مرگ در هیبت انسان به سراغش می رود.
تصادفي در بزرگراه اتفاق مي افتد كه راننده هر دو اتومبيل، زن هستند. راننده اتومبيل عقبي به علت مصدوميت شديد به كما مي رود. طي بررسي هايي، افسر رسيدگي كننده به پرونده به ماهيت و نحوه تصادف شك مي كند.
دستیار کارگردانی با بازی کامبیز دیرباز به دختر پولداری با بازی هانیه توسلی قول داده است که او را بازیگر کند. دختر اما استعداد بازیگری ندارد اما حاضر است برای اینکه بازی کند پول تهیهی فیلم را بدهد. دختر پول فیلم را از طریق همدستی با پسر برای ربودن خودش و اخاذی از پدرش تامین میکند و این شروع، آغاز ماجراها و معماهایی است که اتفاق میافتد…
«کیمیا و خاک» فضای ملتهب آبان سال 1357 سرنوشت 5 گروهی را که میخواهند با آخرین پرواز از ایران خارج شوند را روایت میکند. در این میان یکی از مأموران اصلی ساواک در پی یافتن مدرکی است که هویت مخالفان را فاش میسازد.
بهرام (کامبیز دیرباز) در حمایت از اکبر (اکبر عبدی) در برابر طلبکاران شرورش، با آنها درگیر میشود و به ناچار میگریزد. در تعقیب و گریزی نسبتا طولانی، بهرام تصادف میکند و ضربهمغزی میشود و به کما میرود. پزشکان که از درمان او قطع امید کردهاند، پیشنهاد میکنند اعضای بدن بهرام را به بیماران نیازمند اهدا کنند و در عوض مبالغ هنگفتی دریافت کنند. این پیشنهاد خانواده بهرام را دچار وسوسه و تغییر شرایط میكند. اما درست زمانیکه آنها مشغول خرید و فروش اعضای بهرام و وسایل شیک و تازه برای منزل هستند، بهرام به هوش میآید و دردسرها آغاز میشود.
اژدر با بازی میرطاهر مظلومی پس از اتفاقی که در محل کار برای او رخ میدهد، ناگهان متوجه میشود که قدرت و توانایی منحصر به فردی در او به وجود آمده است که میتواند به واسطه این قابلیت جدید، در خواب و رویاهایش به هر کجا که دلش بخواهد سرک کشیده و از هر کسی که دلش میخواهد انتقام گرفته و یا او را به قتل برساند و در نهایت پس از بیدار شدن از خواب، شاهد به وقوع پیوستن آن باشد.