برچسب مانی حقیقی

اژدها وارد میشود 1394

دوم بهمن ماه ۱۳۴۳ است، یک شورلت ایمپالای نارنجی رنگ از قبرستان باستانی می‌گذرد و به سمت کشتیِ به خاک نشسته‌ای می‌راند. فیلم دربارهٔ مرگِ یک تبعیدی در جزیره قشم است که در فیلم گفته می‌شود مارکسیست-لنینیست است. یک مأمور ساواک برای بررسیِ قتل به قشم می‌رود و متوجه می‌شود که این تبعیدی کشته شده‌است. او در این جزیره با پدیدهٔ عجیبی روبه‌رو می‌شود. پس از دفنِ هر جنازه‌ای در یک گورستان متروک، زلزله رخ می‌دهد. در فیلم گفته می‌شود که اژدهایی در زیر گورستان زندگی می‌کند (عنوان فیلم نیز در این ارتباط انتخاب شده‌است). او به کمکِ دو دوستِ زمین‌شناس و صدابردار خود بار دیگر به جزیره می‌رود تا راز این موضوع را کشف کند. در آن‌جا ماجراهای دیگر اتفاق می‌افتند که سرانجام سرنوشتِ سه دوست را به‌گونه‌ای شوم رقم می‌زنند.

در ادامهٔ فیلم، متوجه می‌شوند که فرد مارکسیست با دختر یکی از محلی‌ها (حلیمه) ارتباط جنسی برقرار کرده و پدر دختر برای انتقام او را می‌کشد و خودکشی را صحنه‌سازی می‌کند و چارکی (ساواکی مستقر در قشم) نیز این داستان را مخفی می‌کند. چند روز بعد حلیمهٔ حامله را در سردخانهٔ کشتی پیدا می‌کنند و بچهٔ او را وضع حمل می‌کنند؛ ولی حلیمه جانِ خود را از دست می‌دهد و این سه دوست بچهٔ او را بزرگ می‌کنند. در انتها ساواک از ادامهٔ تحقیقاتِ این سه دوست جلوگیری می‌کند و می‌خواهد آن‌ها را به قتل برساند. آن‌ها متوجه می‌شوند و یکی از آن‌ها، در حالِ فرار از دست ساواک، کشته می‌شود، یکی از ایران فرار می‌کند و آن دیگری در موشک باران درمی‌گذرد.

کنعان 1386

مینا وقتی که دانشجو بوده با استادش مرتضی ازدواج میکند و پس از ده سال زندگی مشترک با وی، می خواهد از او جدا شده و برای ادامه تحصیل به به خارج برود، اما مرتضی که از این اتفاق خوشحال نیست، تمام تلاش خود را برای منصرف کردن او از تصمیمش به کار میگیرد ولی با بازگشت خواهر مینا از خارج و مریض شدن مادر مرتضی اتفاقات تازه ای رقم میخورد...

من 1394

این فیلم داستان زنی به نام آذر است که از طریق دلالی و راه اناختن کار دیگران از طرق غیر قانونی پول در میآورد ولی سایه پلیس را هم همواره بر شانه اش دارد...

کارگران مشغول کارند 1384

چهار دوست قديمي در حاشيه يك جاده كوهستاني متوجه تخت سنگي عظيم مي شوند و وسوسه مي شوند تا آن را از جا بكنند. رفته رفته به جمع كساني كه به اين گروه مي پيوندند، اضافه مي شود، ولي هيچ كدام از تمهيداتي كه به ذهن افراد اين گروه براي جا به جا كردن سنگ مي رسد، كارساز نيست. سرانجام همه افراد اين گروه، به غير از يك نفر از اين تلاش بيهوده خسته مي شوند و صحنه را ترك مي كنند. و فرد باقيمانده هم قادر به جا به جا كردن سنگ نيست. دوستانش كه نگران او هستند به صحنه بازمي گردند و در لحظه اي كه كسي متوجه نيست، سنگ خودش فرو مي افتد.

پذیرایی ساده 1390

یک زن و مرد ، در اتوموبیل لکسوس گرانقیمت خود نشسته اند. بر روی سقف اتوموبیل خود یک خروار چوب ریخته و آن را بسته و پشت اتومبیل خود هم ۲۰۰ کیسه پر از اسکناس تلنبار کرده اند. هدفشان هم آن است که به هر نحوی که شده از شرّ این ۲۰۰ کیسه پول راحت شوند و هر کیسه را به فردی بدهند. فیلم هم درباره عکس العمل کسانی است که به روش های مختلف پول به آنها داده می شود.

آسمان محبوب 1388

آسمان محبوب داستان زندگی دکتر جوانی به نام شایان است که در اوج موفقیت کاری و اجتماعی‌اش درمی‌یابد مبتلا به تومور مغزی شده‌است. او تصمیم به خودکشی می‌گیرد اما در آخرین لحظه اتفاقی رخ می‌دهد که باعث می‌شود سر از روستایی دورافتاده درآورد و وقایع غیرمترقبه‌ای برایش رقم بخورد. حضور وی در روستا او را با داستان ها و افرادی در می‌آمیزد که علاوه بر ایجاد حیرت، شادی و آرامش در وی منجر به تغییر کامل جریان زندگی وی در آینده خواهد شد. او با حضور در روستا و پذیرفتن نقش پزشک و معمار در آن محیط کوچک، ضمن کسب تجارب جدید، پرده جدیدی از مهربانی انسان ها را در قبال خود به نظاره نشسته و در پایان، زندگی خود را مدیون کسانی میشود که تنها چند روز در کنارشان زندگی کرده. وی پس از چندی به دلایلی از روستا خارج می‌شود و در هنگام بازگشت با صحنه عجیبی رو به رو می‌شود که تمام داستان فیلم را به چالش می کشد.