برچسب مانیا علیجانی

شبکه مخفی زنان 1400

در ابتدای قرن چهاردهم شمسی، وقتی شاه متوجه جنبش‌های نوظهور مربوط به حقوق زنان در کشور می‌شود، ماموریت ویژه‌ای به یکی از اهالی دربار خود می‌دهد و ...

گلدن تایم 1397

«گلدن تایم» روایت دوازده اپیزود بنا بر ماه های سال است که از فروردین شروع و در اسفند پایان می یابد. هر اپیزود در اتومبیل و در لحظه غروب خورشید که به اصطلاح گلدن تایم نامیده می شود، رخ می دهد که روایتگر زندگی انسان هایی است که باید در لحظه ای مهم و طلایی در زندگیشان تصمیمات سرنوشت سازی بگیرند.

خانه بخت 1394

فیلم خانه بخت ، درباره ی جوانی است که برای زدنگی و سکونت، به یک ساختمان مسکونی هشت واحدی وارد می شود. او در بدو ورود با رفتارهای نابهنجار اهالی ساختمان روبرو شده و…

میدان سرخ 1400

میدان سرخ داستان زنی تنهاست به نام شیدا که ناخواسته وارد بازی وحشتناکی می‌شود که توسط همسر او و یک تروریست خارجی شکل گرفته است. او برای نجات جان دخترش در معرض انتخاب میان عشق، انتقام و قدرت قرار می‌گیرد و با سه قاچاقچی مطرح . قدرتمند به نام های پاپ ، تورج مبین وعبد مکین مدتی همراه می‌شود ....

هیولا 1397

هوشنگ شرافت، معلمی سرشناس و شرافتمند است که در تنگنای مالی قرار دارد و این مسئله بر خانواده‌اش تأثیر به‌سزایی گذاشته‌است. هوشنگ مادری مریض دارد که توان خرید داروهایش را ندارد و روزی یکی از دانش‌آموزانش به‌نام هوشمند کامروا به او ۳ تراول ۵۰ هزار تومانی می‌دهد و شرایط خرید داروها را پیدا می‌کند، اما می‌فهمد که تراول‌ها تقلبی بوده و برای خرید داروهایش مجبور به خرج آنها می‌شود. در همان حین، با پدر هوشمند یعنی، کامران کامروا، که فردی بسیار پولدار است، آشنا می‌شود و ارتباطاتی با او پیدا می‌کند که باعث می‌شود شریف بودن را کنار بگذارد و ناخواسته ثروتی بادآورده می‌آورد و درگیر یک زندگی جنایی می‌شود.

تابستان داغ 1395

«تابستان داغ» روایت موازی دو خانواده است، یکی از قشر متوسط با دغدغه ادامه تحصیل و کار والدین و کودکی که این بین مانده است و دیگری خانواده‌ای از قشر پایین جامعه با مشکلات معمول اقتصادی. سارا (مینا ساداتی) و همسرش (علی مصفا) پزشکانی هستند که بر سرکار و ادامه تحصیل سارا مشکل‌دارند. همسرش از او می‌خواهد یا در خانه بماند و از فرزندشان مراقبت کند یا به همدان بروند تا مادر وی بتواند در حین کار و فعالیت این زوج مراقب کودکشان باشند.

آذر 1395

امیر (حمیدرضا آذرنگ) و آذر (نیکی کریمی) خانه پدری امیر را برای راه اندازی رستورانشان با شراکت پسرعموی امیر صابر (هومن سیدی) می‌فروشند. صابر برای شراکت با امیر از پدرش (فرید سجادی حسینی)پول می‌گیرد. همه چیز درست پیش می‌رود اما صابر پس از چند روز زیر همه چیز می‌زند و برای پول‌ها نقشه دیگری می‌کشد و درگیری او با امیر فاجعه بزرگی برای امیر و آذر می‌سازد…