برچسب ماندن را نمی‌خواهم

بدنمندی در زیست مکان ایران امروز

بدن، پیونددهنده‌ای است میان انسان و هستی؛ هم ابزار درک جهان است و هم موضوع تامل و نشانه‌ای از حضور و معنا. بدن، محوری برای تجربه است و از خلال آن، جهان دیده، لمس و تجربه می‌شود و جهان‌بینی انسان شکل می‌گیرد.

خاطره‌بازی با خیابان‌ها!

چه می‌شود که یک خیابان می‌تواند مفاهیمی مانند یک تصویر، یک خاطره، یک عطر یا حتی یک صدا را در ذهن ما زنده کند و میان واقعیت عینی خود با این مفاهیم پیوندی ناگسستنی ایجاد کند؟

همه زندگی‌ام روی آسمان گذشت!

در دهه چهارم زندگی به سر می‌برد و می‌گوید تمام زمان‌های طلایی عمرش را در آسمان و حین پرواز گذرانده است؛ سفرهایی که هرکدام از آن‌ها کوله‌باری از تجربه و هیجان را برایش به ارمغان داشته است.

چرا نمی‌توان استعمار را فراموش کرد؟

پدیده استعمار از مواردی است که در چند قرن اخیر نه فقط کشور عزیز ما ایران بلکه محدوده وسیعی از جهان را تحت تأثیر خود قرار داده است استعمار در حالی که امری جهانی و بین المللی به شمار می آید حضور و ظهور و بروزش در همه جا یکسان نبوده و بررسی ویژگی‌ها و آثار خاص آن در کشورهای گوناگون مستلزم انجام تحقیقات مستقل و به هم پیوسته ای است.

«خیابان سرزنده» چگونه خیابانی است؟

جایگاه خیابان تا آنجا در ساختارهای شهری اهمیت دارد که قادر است نقشی اثرگذار در شکل‌دهی به خاطرات جمعی شهروندان ایفا کند و در ذهن مردم، نام خود را به نام یک شهر گره بزند؛ تا آنجا که به گفته «جین جیکوبز» روزنامه‌نگار، نویسنده و کنشگر حوزه مطالعات شهری، «فکر کردن به شهر یعنی به تصویر درآوردن خیابان‌های آن».

بی‌هویتی موروثی؟!

«هستی؛ اما انگار نیستی!» غم می‌نشیند توی چشم‌هایش، وقتی از عمر رفته‌ای حرف می‌زند که همیشه در «سایه» گذشته است؛ از کودکی تا این روزها که 40‌سالگی‌اش را می‌گذراند و سفیدی تک‌وتوک لای موهایش دویده و هر روزش را با حسرت طی کرده، حسرت یک «آدم معمولی» …

داستان بدون اصفهان؛ ممنوع!

مریم بهزادنژاد، نویسنده اصفهانی، از همان هفت‌سالگی که خواندن و نوشتن را آموخت، رؤیای نویسنده‌شدن را در سر داشت. نخستین شنونده داستان‌هایش مادربزرگی بود فرهنگی و فرهنگ‌دوست که همواره با حوصله به نوشته‌های کودکانه او گوش می‌داد و هیچ‌گاه او را سرزنش نمی‌کرد.