برچسب مارتین اسکورسیزی

مدرسه فیلم‌سازی: درس‌های فیلم‌سازی که از مارتین اسکورسیزی آموختیم

تعداد اندکی از هواداران سینما پیدا می‌شوند که ارادت قلبی به مارتین اسکورسیزی نداشته باشند. بدون هیچ شک و تردیدی، اسکورسیزی یکی از مهم‌ترین کارگردان‌های تاریخ سینما است و البته که فیلم‌سازی صاحب‌سبک و دوست‌داشتنی هم لقب می‌گیرد. بنابراین می‌توان مدعی شد که بسیاری از تماشاگران فیلم‌های اسکورسیزی این رویا را دارند که روزی با این کارگردان بزرگ و شناخته‌شده برای دقایقی هم‌صحبت شوند.

چه اندازه از داستان فیلم Goodfellas واقعی است؟

نیازی به معرفی فیلم Goodfellas مارتین اسکورسیزی نیست. به عنوان یک اثر جریان‌ده در ساب‌ژانر مافیایی و گنگستری، Goodfellas نه تنها یکی از برترین فیلم‌های جنایی همه‌ی دوران به شمار می‌آید بلکه اگر بگوییم یکی از بهترین فیلم‌های تمام تاریخ نیز هست اشتباه نکرده‌ایم. در تاریخچه‌ی دور و دراز همکاری‌های بین اسکورسیزی و رابرت دنیرو، شاید بتوان گفت Goodfellas بهترین همکاری آن‌ها با هم است.

تفاوت‌های کتاب و فیلم Killers of the Flower Moon در چیست؟

از بین تمام فیلم‌های تاریخی و درامی که تماشا کرده‌اید، عناوین اندکی وجود دارند که به شکلی بزرگ نسبت به منبع خود تغییرات پر‌اهمیت و تاثیرگذار ایجاد کرده باشند؛ فیلم Killers of the Flower Moon به کارگردانی مارتین اسکورسیزی یکی از آن‌ها است. این فیلم با بازی لئوناردو دی‌کاپریو، لیلی گلداستون و رابرت دنیرو، داستان واقعی ملت اوسیج را بازگو می‌کند، انسان‌هایی که به خاطر ثروتشان در ایالت اوکلاهامای دهه ۱۹۲۰ میلادی به قتل رسیدند. با اینکه این فیلم براساس کتاب سال ۲۰۱۷ با همین نام از «دیوید گرن» است، اما تفاوت‌ها و میدان دید متباینی نسبت به آن دارد. با اینکه داستان یکسان است، اما روشی که اسکورسیزی برای به تصویر کشیدن آن به کار می‌برد به شکل قابل توجهی برروی آن تاثیر می‌گذارد. در مطلب زیر با ویجیاتو همراه باشید تا به بررسی تفاوت‌های فیلم و کتاب Killers of the Flower Moon بپردازیم.

رویای سی‌و‌چند ساله سلطان سینما

مارتین اسکورسیزی در آخرین فیلم به نمایش درآمده‌اش سکوت به ژاپن قرن هفده سر زده و ضمن روایت داستانی درباره سفر دو کشیش پرتغالی نقبی زده است به مسائلی چون ایمان و بی‌ایمانی که همیشه در آثارش دغدغه‌ای عمده بوده است...

بازنگری فیلم The Last Temptation of Christ؛ جدال اسکورسیزی با اعتقاداتش

از همان دوران کودکی، مارتین اسکورسیزی آرزویی در ذهن داشت که رهایش نمی‌کرد: ساخت فیلمی درباره زندگی عیسی مسیح. او در خانواده‌ای کاتولیک بزرگ شد، پسری که روزگاری در مقام خادم محراب حتی به کشیش‌شدن نیز اندیشید. اما سرانجام شور و شوق فیلم‌سازی بر میل اولیه‌اش به زندگی روحانی غلبه کرد. با این‌همه، ایمان مذهبی و شیفتگی او به مفاهیم دینی، همواره جزئی جدایی‌ناپذیر از شخصیتش باقی ماند و در نهایت به یکی از سرچشمه‌های اصلی الهام او در مقام کارگردان بدل شد. مضامینی همچون رستگاری، گناه، ایمان و بحران‌های آن، فارغ از موضوع فیلم، بارها در آثارش بازتاب یافتند. در این میان، رؤیای جاودانه‌کردن چهره مسیح بر پرده سینما هیچ‌گاه از او فاصله نگرفت؛ بلکه گام‌به‌گام به تحقق نزدیک‌تر شد. نخستین جرقه این پروژه در سال ۱۹۶۱ زده شد؛ زمانی که جان ماوروس، همکلاسی اسکورسیزی در دانشگاه نیویورک و بعدها دستیار تدوین Raging Bull، رمانی از نویسنده یونانی نیکوس کازانتزاکیس به نام آخرین وسوسه مسیح (۱۹۵۵) را به او معرفی کرد. هرچند اسکورسیزی در آن زمان کتاب را نخواند، اما سرنوشت بار دیگر او را در دهه بعد با آن روبه‌رو کرد. هنگام فیلم‌برداری Boxcar Bertha، باربارا هرشی، بازیگر نقش اصلی، نسخه‌ای از کتاب را به او هدیه داد و توصیه کرد آن را به فیلمی سینمایی بدل کند و خود او را در نقش مریم برگزینَد. اسکورسیزی بعدها اعتراف کرد که با خواندن کتاب، «تماماً در زبان زیبا و شاعرانه‌اش غرق شد.»