برچسب مارال ایراندوست

مرد حلزونی 1400

محمدعلی وندی، ۴۳ ساله، راننده رستوران غذا در اورگان امریکا، زندگی گذشتۀ خود را پشت فرمان مرور می‌کند.. رفت و آمدها و سفرهای بسیار و بی‌حاصل خویش را به یاد می‌آورد.. به آدم‌ها و فرصت‌های از دست رفته نگاه می‌کند. و این آخرین روزیست که مملی در این کشور کار می‌کند.. بی آن که بداند.. پیش از آن که برای همیشه به وطنش ایران بازگردد... اما این دختر کیست؟... دختری که دارد قصه زندگی وندی را تعریف می‌کند؟»

چیزهایی هست که نمی دانی 1389

سیما زنی است که زمانی دلبسته علی (راننده آژانس) بوده و حالا در تلاشی مذبوحانه می‌کوشد توجه مرد را به خود جلب کند که موفق به این کار نمی‌شود.سیما انرژی زیادی خرج می‌کند تا بتواند گذشته را یک بار دیگر بازسازی کند، اما هر اندازه حرف‌های گذشته را پیش می‌کشد، چنین به نظر می‌آید که علی دارد از او دورتر می‌شود.