ماما مهسا
در آسانسور را هل دادم و از در کاملا باز وارد سالن انتظار شدم. بهگمانم برق رفته بود و چشمهایم که هنوز به تاریکی عادت نکرده بود، همه چیز را تیره و مبهم میدید.
در آسانسور را هل دادم و از در کاملا باز وارد سالن انتظار شدم. بهگمانم برق رفته بود و چشمهایم که هنوز به تاریکی عادت نکرده بود، همه چیز را تیره و مبهم میدید.
یازدهم اسفند است و روز مادریاری. اکبرآقا راهپلهها را تمیز میکند.
منبع : مجله تاپ نازبرای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید
منبع : مجله تاپ نازبرای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید
منبع : مجله تاپ نازبرای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید
بارداری یک سفر زیبا و شگفت انگیز است که زندگی یک مادر را به طرز عمیقی تغییر می دهد. این دوره نه تنها به معنای رشد یک موجود زنده در درون اوست، بلکه فرصتی برای تجربه عشق و مراقبت عمیق تر نیز فراهم می کند. هر حرکت جنین، هر ضربان قلب، نشان دهنده زندگی جدیدی است که به دنیا خواهد آمد. احساسات و تغییرات جسمی در این دوران مادر را به یک موجود خاص و منحصر به فرد تبدیل می کند که با هر روز به عشق و مسئولیتش افزوده می شود.