برچسب لیلی مرادی

شب هزار و یکم 1388

شب هزار و یکم داستان دکتر روان‌شناسی به نام سعید موهبتی است که همراه همسرش لیلا و تنها دخترش سارا زندگی خوبی را می‌گذرانند، اما دختری که از جنوب آمده آرامش زندگی آنها را برهم می‌زند.

داستانی که مربوط به روزگار حال ما بود، اما به خاطرات پزشکانی برمی‌گشت که در جنگ ردپایی به جا گذاشته بودند. قصه‌ای معماگونه که یافتن دو خواهر دوقلو را بهانه کرده بود تا در این میان به روزهای جنگ و خاطرات و گذشته پزشکانی که در جنگ شیمیایی و جانباز شده بودند، بپردازد.

بانوی عمارت 1396

بانوی عمارت ملودرام عاشقانه‌ای را در مقطعی از تاریخ دوران قاجار روایت می‌کند که در این بستر به مهم‌ترین حادثه سیاسی آن زمان یعنی ترور ناصرالدین شاه توسط میرزا رضا کرمانی هم پرداخته می‌شود.

تکخال 1399

مسعود با اینکه زن و دو فرزند دارد در تکاپوی ازدواج دوم میباشد. از قضا دختری که قصد ازدواج با او را دارد با همسر اول مسعود دوست صمیمی میباشد. این دو بطور اتفاقی از ابن موضوع مطلع میشوند....

بدرود بغداد 1388

این فیلم، داستان دو سرباز آمریکایی (دنیِل دالکا با بازی مزدک میرعابدینی) و عراقی (صالح المزروق با بازی مصطفی زمانی) است که هر یک با پیشینه‌ای تعریف شده به نوعی، به شرایط جنگ و رویارویی هل داده شده‌اند. اما همان پیشینه و به نوعی تحمیلی بودن موقعیت باعث می‌شود مسیری متفاوت را در جنگِ رو در رو انتخاب کنند و از تضاد و تقابل به همراهی برسند.

کافه ستاره 1384

یلم کافه ستاره در 3 اپیزود مختلف داستان زندگی 3 زن به نام های فریبا ، ملوک و سالومه را روایت میکند. فریبا زن میانسالی که خرجش از کافه ای کوچک در محله در می آورد. ملوک زن میانسالی که عاشق جوانی به نام خسرو شده است و سالومه دختری که میخواهد با عشقش ازدواج کند ولی ...

سیزده 59 1389

سیزده 59 روایت رزمنده‌ای به نام جلال (پرویز پرستویی) است که سال 59 در جنگ مجروح می‌شود و به کما می‌رود. سی سال بعد، در حالیکه هیچ‌کس امیدی به بیدار شدن سید جلال و بهبود او ندارد، ناگهان سید جلال چشم‌هایش را باز می‌کند و وارد دنیای جدیدی می‌شود. در ابتدا با توصیه پزشک، خانواده و دوستان جلال سعی می‌کنند در بیمارستان فضایی مشابه سال 59 بیافرینند تا از رویارویی جلال با حقیقت سی سال ازدست‌رفته زندگی‌اش جلوگیری کنند. اما وقتی جلال در قاشق تصویر درهم‌شکسته صورت خود را می‌بیند، از بیمارستان فرار می‌کند. سید جلال، درست از میانه جنگ به سی سال بعد پرتاب‌شده است و در خیابان‌ها و بزرگراه‌های تهران مدرن به دنبال ردی از گذشته سرگردان می‌شود.

خانه پدری 1389

پدري (مهران رجبي) همراه پسر نوجوانش محتشم دختر جوانش را کشته و در خانه دفن مي کند. فيلم روايت ظلم خانواده در طول سال ها و مقاطع مختلف به دختران و زنان است که باعث خودکشي يکي از دختران، مرگ مادر خانواده و بدبختي يکي از دختران مي شود. در تمام اين سال ها همه اعضاي خانواده از محل دفن دختر در عمارت قديمي مطلع هستند اما سکوت مي کنند. در نهايت پس از گذشت بيش از 50 سال از ماجرا استخوان هاي دختر در حالي که عمارت در آستانه فروپاشي است، پيدا مي‌شود.

نارنجی پوش 1390

حامد آبان عكاس حرفه اي مطبوعات، با خواندن كتابي چنان تحت تأثير پالايش محيط زيست و مبارزه با آشغال زايي قرار مي گيرد كه لباس نارنجي مخصوص رفتگران به شهرداري مي پيوندد و با عنوان «نارنجي پوش ليسانسه» به شهرت مي رسد. اما اعتبار و محبوبيت حامد، زندگي خصوصي و خانوادگي او را با سيلي از فراز و نشيب هاي عاطفي تند و ناگهاني به سمت و سويي ديگر مي برد.