زمینی که در آن غرق میشویم (کوتاه) 1402
زندگی پدر و پسری با ورود زنی غریبه به خانه شان دگرگون می شود.
داستان این فیلم به زندگی زنی میپردازد که تصمیم میگیرد در کشوری که حقوق زنان در آن بهشدت محدود شدهاست، خواستههای خود را برآورده کند.
در جنوب شهر جوانی به نام عطا با پدرش زندگی میکند و دو تن از دوستان خود را نیز به خانه راه داده است. کلفتی که برای همسایهشان کار میکند، دلبستگی خاصی به این جوان دارد که عطا از آن بیخبر است. این کلفت، دختری را به خانه عطا میآورد و ادعا میکند که دخترخالهاش است و از عطا میخواهد برای چند روزی مخفیانه او را در منزل خود نگه دارد. عطا میپذیرد و ماجراها با ورود این دختر به خانه شروع میشود...
فریبا برای کمک به شخصی، در اثر تصادف کشته میشود. همسر او مهرداد، از این موضوع خیلی افسرده است و دخترش نارگل نیز که آسم دارد هر روز افسردهتر میشود. مهرداد در یک دفتر مجله کار میکند. مسوول مجله آقای منصوریان، او را برای تهیه یک گزارش به دفتر آقای معینی که یک خیریه راه اندازی کرده میفرستد، تا گزارش تهیه کند. ولی مهرداد خانم قلیپور، همسر مردی که با فریبا تصادف کرده است را در آنجا میبیند و با عصبانیت برمیگردد. او فکر میکند که همه اینها نقشهای برای گرفتن رضایت از اوست....