پرچم عشق 1400
داستان فیلم "من پینوکیو نیستم" به زندگی پسری به نام احسان می پردازد که علیرغم اصرارهای نامزدش فریب ظاهر سازی مذهبی سیروس را خورده تا اینکه با اتفاقاتی روبرو میشود که بر روند زندگی او تاثیر میگذارد.
این اثر نمایشی، داستان فردی به نام حشمت ميرزا که مردی صاحب مكنت بوده و مورد غضب رضاشاه قرار گرفته و به مشهد تبعيد شده را به تصویر میکشد. او میخواهد به هر طريقی، پُست و مقام خويش را دوباره به دست آورد و به همين دليل مجدداً تجديد فراش میكند تا با همسر جديدش وارد محافل تجدد گرايان شود اما او دختری به نام گوهر دارد كه برعكس پدرش، مذهبی است و با مردمی كه عليه كلاه پهلوی مبارزه میكنند، همسو میشود. یک روز جوانی، گوهر را از دست نظميهچیان نجات میدهد تا با هم به جمع تحصنکنندگان صحن مسجد گوهرشاد بپيوندند که...
گلی جان، داستان شخصی به نام عزیز خان است که آدم بسیار خرافاتی است و چند سالی میشود که یک ماهی قرمز به نام گلی جان را از پسر عمویش هدیه گرفته است. از آن سال هر اتفاق خوبی که در خانواده رخ میدهد، عزیز خان آن را به گلی جان ربط میدهد؛ عزیز خان هر سال چند روز قبل از عید نوروز به همراه خانواده به باغ پسر عمو میرود و طی مراسمی ماهی را داخل تنگ مخصوص انداخته و سر سفره عید میآورد؛ عزیز خان اعتقاد دارد که خاص بودن این ماهی سر سفره هفت سین برایش شانس میآورد؛ در همان شب اول عید تنگ ماهی به طور اتفاقی میشکند و ماهی میمیرد و خانواده درگیر ماجراهایی میشوند اما…
داستان زندگی کیوان و مریم است که از هم جدا شده اند. دختری به نام پروانه که قصد خودکشی دارد توسط مادرش از این کار جلوگیری میشود. مادر از دختری به نام نسیم که روانشناس است خواهش میکند تا از دخترش بخواهد از این کار منصرف شود. نسیم خود قبلا سابقه خودکشی داشته و از اینرو سعی میکند به پروانه کمک کند. پروانه قصد خوردن قرص دارد که نسیم قرص ها را گرفته و خود مصرف میکند. پروانه با کیوان برخورد کرده و از او میخواهد تا نسیم را به بیمارستان ببرد. در این زمان مریم سر میرسد و از بودن کیوان کنار پروانه شاکی میشود....