برچسب لیلا کرامتی

چه خوب است که درخت خانه هم در خدمت حسین(ع) باشد!

تمام بند رخت‌ها پر شده است. چشمم به درخت نخل گوشه حیاط می‌افتد. لباس‌ها را آویزانش می‌کنم. حالا علاوه بر بار خرماهای نرسیده‌اش، بار لباس زائران را هم به دوش می‌کشد. با خودم فکر می‌کنم چه خوب است که آدم درخت خانه‌اش هم در خدمت حسین( ع) باشد!

آنجایی که آدم‌ها به‌خاطر عشق به حسین(ع) زبان مادری را کنار می‌گذارند

کفشداری را گم کرده‌ام. از همان دری که وارد شدم بیرون نیامدم. باب‌السدره را نشان کرده‌ام. قوس رو‌به‌روی بین‌الحرمین را دور می‌زنم. خادمی را می‌بینم، می‌پرسم: «وین الکشوانیه الباب السدره» جوابم می‌دهد: «کن یو اسپییک انگلیش؟» می‌گویم: «ای» یعنی بله!

فرّو الی الحسین

فرصت دیدارم تمام شد باید شبانه راه چند روز آمده را برگردم. به این فکر می‌کنم. برای التیام خستگی‌هایم فرّو الی الحسین را قدم برداشتم. او پیش از رسیدن در آغوشش آرامم کرد!