برچسب لیلا مقیمی

«گل»ی بدرنگ و بو!

نامش برای خیلی از جوانان و نوجوانان آشناست و اتفاقا خودش را هم زیر سایه اسمش پنهان کرده است! حالا دیگر کمتر کسی است که از ماده مخدر «گل» چیزی نداند و نامی نشنیده باشد؛ ماده‌ای که روزبه‌روز محبوبیت بیشتری بین دختران و پسران کم‌سن‌وسال پیدا می‌کند و به پای ثابت دورهمی‌ها و گعده‌های دوستانه‌شان تبدیل می‌شود.

اصفهان؛ جلفا 2024

جلفا، اما هنوز این روزها که می‌شود و آغوشش را برای استقبال از کریسمس باز می‌کند، زیبایی خود را دارد و پر از تکاپو و صدای زندگی است! یلدا تازه رنگ باخته و دیگر ردپایی از سور و سات بلندترین شب سال نیست. شهر در شلوغی و هیاهو فرو رفته است. این طرف شهر در محله ارامنه‌نشین اصفهان، اما کریسمس آغاز و مسیح (ع) متولد شده است.

گرانی معلولان را زمین‌گیر کرده است

دردسرها و مشکلات افراد دارای معلولیت یکی‌دوتا نیست و این افراد، هر روز درگیر مسائل جدیدی می‌شوند؛ مثل گرانی چشمگیر اقلام بهداشتی که اگرچه همه افراد در یکی‌دو سال گذشته با آن مواجه شده‌اند؛ اما برخی از افراد دارای معلولیت جسمی و حرکتی به دلیل استفاده روزانه و مدام این اقلام، این گرانی‌ها را بیشتر احساس می‌کنند و از پس خرید آن برنمی‌آیند.

اصفهان بی‌هوا!

راستش را بخواهید نه «سیاسی» هستیم و نه «سیاست‌زده»! نه حق برتری برای خودمان قائلیم و نه زیرپاگذاشتن حق‌وحقوق شهروندان دیگر را برمی‌تابیم؛ حق شهروندی همچون داشتن یک هوای سالم که این روزها کیمیا شده است و اتفاقا در روزهای گذشته «اردکانی»‌ها برای نداشتنش دست به اعتراض زدند و با داشتن پلاکاردهایی با مضمون آلودگی هوا خواستار عدم توسعه صنایع و باطل‌شدن مجوزها شدند.

زمستان تابستانی؟!

دی ماه به نیمه خود نزدیک می‌شود؛ اما هنوز خبری از کاهش دما یا بارش باران و برف نیست؛ اتفاقی که در آذرماه نیز رخ داد و علی‌رغم پیش‌بینی‌ها مبنی بر بارش‌های بالاتر از نرمال، رخ نداد تا اصفهان بیش‌ازپیش با کمبود منابع آبی روبه‌رو شود.

یک بام و دوهوای دستمزد کارگران!

سال رو به اتمام است و حدود دوماه و ده روز دیگر 1402 به پایان خود می‌رسد؛ اما هنوز خبری از تعیین تکلیف دستمزد کارگران نیست؛ اتفاقی که البته مسبوق به سابقه است و حالا دیگر به یک روال همیشگی تبدیل شده.

اصفهانی‌ها عصبانی شده‌اند!

پایش را روی پدال گاز محکم فشار می‌دهد و بدون توجه به حق تقدم، می‌پیچد به‌سمت راست. چرخ‌های موتور با شتاب می‌چرخد و می‌خورد به سپر ماشینی که راننده‌اش مردی جوان است. راننده می‌زند روی ترمز و سرش را از شیشه بیرون می‌کند. صدایش را بالا می‌برد و هرچه از دهانش بیرون می‌آید، نصیب راننده موتور می‌کند، راننده‌ای که پسری 22 یا 23ساله به نظر می‌رسد.