برچسب لیلا مقیمی

اصفهان غیرقابل سکونت می‌شود؟

زبانه‌های آتش خشکسالی هر روز شعله‌ورتر می‌شود و نه تنها اصفهان را می‌بلعد که اگر به زودی فروکش نکند و خاموش نشود، دامنه آتش به 6 استان مجاور نیز می‌رسد و تَر و خشک را با هم می‌سوزاند. این موضوع را منصور شیشه‌فروش، مدیرکل مدیریت بحران استانداری اصفهان به تازگی به «ایرنا» گفته و زنگ هشدار را به صدا درآورده: «اگر وزارت نیرو و سازمان حفاظت محیط زیست نسبت به وضعیت خشکی تالاب بین‌المللی گاوخونی رسیدگی نکنند این معضل به تهدید بالقوه انتقال گرد و غبار از این نقطه به ۶ استان اطراف اصفهان تبدیل می‌شود. آلودگی هوا به دلیل تشدید و افزایش ۱۶ کانون گرد و غبار در پی جاری نبودن رودخانه زاینده‌رود، خشکی بخش وسیعی از تالاب ۴۷ هزار هکتاری تالاب بین المللی گاوخونی و خیزش گرد و غبار همراه با گرم شدن هوا ایجاد شده است.» 

قبول نشوم دوباره شرکت می‌کنم!

صدایش از پشت تلفن پرانرژی و بشاش است. با شور و شعف درباره آینده حرف می‌زند و می‌گوید مصمم به اجرای تصمیمش است؛ تصمیمی که شاید برای خیلی از هم‌سن‌وسال‌های او عجیب و غیرقابل‌باور باشد. محمود هاشم‌زاده می‌گوید تا به هدفش نرسد دست‌بردار نیست. او که امسال لقب مسن‌ترین داوطلب آزمون سراسری را به خود اختصاص داد، پیرمرد موسفید اصفهانی است که روزهای خود را در مغازه عطاری به سر می‌برد و خیلی اتفاقی تصمیم گرفته که در کنکور علوم تجربی شرکت کند و با داوطلبانی که بیش از 60 سال از آن‌ها بزرگ‌تر است و هرکدامشان جای نوه‌اش را دارند به رقابت بپردازد. او در گـفـت‌وگـو با «اصفهان‌زیبا» از  پشتکاری که از زمان جوانی تا الان همراهش بوده است می‌گوید.

«برق» از سرمان پرید

مشکلات کرونا برای خبرنگاران کم بود، حالا باید به آن معضلات و دردسرهای ناشی از قطعی گاه و بیگاه برق را هم اضافه کرد؛ اهالی رسانه که اصلی‌ترین ابزار و تجهیزات کار آن‌ها با برق کار می‌کند، خاموشی‌ها باعث کند‌شدن و وقفه طولانی در روند کارشان می‌شود؛ به ویژه آن دسته از خبرنگاران و روزنامه‌نگارانی که به دلیل شرایط حاد کرونایی در تحریریه‌ها حضور ندارند و ناچار به تحمل شرایط دورکاری هستند. عدم تأمین محتوا در زمان مناسب، به تأخیر افتادن زمان‌بندی بستن صفحات، کندی و قطعی سرعت اینترنت و… تنها شمه‌ای از مشکلاتی است که اهالی رسانه در حین قطعی برق با آن مواجه هستند.

واکسیناسیون خلوت شد

ساعت 30/10 صبح، روز سه‌شنبه، جلوی در ساختمان مصلا روز به نیمه نرسیده، آفتاب بی‌رحم میانه تیرماه، امان پیرمردها و پیرزن‌های درحال رفت‌وآمد به مرکز واکسیناسیون مصلا را بریده. جلوی در ترافیک است و خودروهای زیادی پارک شده. چند دقیقه یک‌بار راننده تاکسی ترمز می‌گیرد و سرش را از شیشه بیرون می‌آورد و می‌گوید: «همین‌جا واکسن می‌زنند؟» دخترها و پسرها زیر بغل مادرها و پدرهایشان را گرفته‌اند و به داخل مصلا می‌برند و برای آن‌هایی هم که توان راه‌رفتن ندارند، ویلچر می‌گیرند. برخلاف خیابان مصلا و جلوی درب، ورودی و فضای منتهی به سالن بزرگ و وسیع واکسیناسیون بسیار خلوت است و خبری از همهمه و شلوغی نیست.

دسترنج برای حاشیه‌نشین‌ها

کلان‌شهرها روزبه‌روز بزرگ‌تر و فربه‌تر و به‌مراتب زندگی در آن‌ها سخت‌تر می‌شود. روستاییان و ساکنان شهرهای کوچک با رؤیای یافتن زندگی بهتر و ایدئال‌تر شهر و روستای خود را ترک می‌کنند و راهی کلان‌شهرها می‌شوند؛ جایی که البته برای زندگی خیلی از مهاجرها ساخته نشده است و به ناچار آن‌ها را روانه حاشیه‌ها می‌کند؛ حاشیه‌ای ناامن، اما ارزان که حداقل امکانات را هم برای ساکنانش فراهم نکرده است. نتایج پژوهشی تحت عنوان «تحلیل علل اقتصادی‌اجتماعی حاشیه‌نشینی در شهر اصفهان»، نوشته علی زنگی‌آبادی و اصغر ضرابی که به مطالعه و بررسی علل شکل‌گیری پدیده حاشیه‌نشینی در شهر اصفهان از دهه 1340 تاکنون (زمان آغاز شهرنشینی شتابان و ناهمگون در ایران) پرداخته، نشان می‌دهد: «5/44درصد از پاسخ‌گویان مناطق حاشیه‌نشین، مهاجر غیربومی بوده و 57.8درصد آنان قبلا در محله دیگری از شهر اصفهان زندگی می‌کرده‌اند که اکثر اینان را می‌توان در زمره رانده‌شدگان از متن به حاشیه نامید.

وضع به‌وجود‌آمده بسیار هشدارآمیز است

تصویری آخرالزمانی! چهره‌ای جدید از خشم و عصیان و اعتراض جمعی! روز چهارشنبه (شانزدهم تیرماه) خیابان استانداری اصفهان، شاهد خاموشی بود برای ثبت عجیب‌ترین اعتراض مدنی؛ تجمع هم‌زمان کشاورزان و دامداران اصفهانی که تا پایان روز ادامه یافت و صحنه‌های دلخراش و اسفباری را به جای گذاشت.

نیمه پنهان داستان هلیا

برخــلاف هـمیشه این‌بار پای یک پسر نوجوان به نام «میثاق» در میان است؛ پسری که وقتی «هلیا»، پارتنر قدیمی‌اش، او را به همراه دختر دیگری در پارک می‌بیند، برآشفته می‌شود و در میان رجزخوانی‌ها و کری‌خوانی‌ها در ملأعام یک‌دفعه قمه‌ای با قدوقواره‌ای عجیب و شگفت‌انگیز که زیر شلوارش جاساز کرده، بیرون می‌کشد تا لابد به ظن خود و باقی دوستانش لاتی‌اش را این‌گونه پُر کند. داستان هلیا، دختر نوجوان اصفهانی، و کلیپی را که از او در شبکه‌های مجازی دست به دست شده است، حالا کمتر کسی است که نشنیده باشد؛ نوجوانی با پیراهن و شلوار لش سیاه و شبیه به خیلی از نوجوان‌های دیگر که مشابه او را بعدازظهرها اصفهانی‌ها در چهارباغ و روبه‌روی ارگ جهان‌نما یا حواشی رودخانه زاینده‌رود بسیار می‌بینند؛ گعده‌هایی کوچک از دختران و پسران متولد دهه 80 که معمولا با ادبیاتی زننده و حاوی الفاظ رکیک با یکدیگر صحبت می‌کنند.

رسانه‌ها ضمن پوشش، ریشه‌یابی کنند

 هلیا_نکن_شر_می‌شه در روزهای اخیر در فضای مجازی راه‌اندازی شد و کلیپی از چند دختر بچه نوجوان اصفهانی که نقش اصلی آن را هلیا ایفا و در آن اقدام به قمه‌کشی می‌کرد، در این فضا به سرعت دست به دست و با اظهارنظرها و طنازی‌های بسیاری از سوی کاربران شبکه‌های اجتماعی روبه‌رو شد. رسانه‌های رسمی و غیررسمی نیز کم‌وبیش به ابعاد مختلف این موضوع پرداختند و برخی نیز مجدد اقدام به بازنشر این محتوای خشونت‌آمیز، بدون پوشاندن صورت نوجوانان حاضر در صحنه کردند؛ اقدام غیرحرفه‌ای که می‌تواند تبعات زیادی برای این نوجوانان داشته باشد. اکبر نصراللهی، رئیس دانشکده علوم ارتباطات و رسانه دانشگاه آزاد تهران مرکز، در گفت‌وگو با «اصفهان‌زیبا» از نحوه پوشش محتوایی نظیر آنچه در کلیپ «هلیا» رخ داد، می‌گوید.