برچسب لیلا مقیمی

روزگار وادارم کرد روی پای خودم بایستم

ظرف‌های مختلفی پر از میوه خشک دورتادور میزش قرار داده؛ میوه‌هایی که حالا فصلشان نیست و چندماه دیگر پا به بازار می‌گذارند. ورق‌های نازکی از زردآلو، توت‌فرنگی، هلو و… که رنگ و لعاب جذابی به خود گرفته‌اند و آدم را وسوسه می‌کنند.

بارورسازی ابرها درمان زاینده‌رود نیست!

در سال‌های اخیر، طرح‌های مختلفی به منظور رهایی از خشکسالی اجرا یا مطرح شده است؛ طرح‌هایی که هیچ کدام از آن‌ها به دلایل مختلف آنطور که باید و شاید نتوانسته‌اند راه‌گشا باشند و کشور را از این بحران نجات دهند.

ردّ یک ادعا!

چندی پیش بود که فعالیت شرکت پتاس در حوالی گاوخونی در فضای مجازی خبرساز و تصاویر و فیلم‌های متعددی در این باره دست به دست شد؛ خبری که با انتقادها و مخالفت‌های بسیاری روبه رو شد و واکنش منفی فعالان محیط زیست را در پی داشت.

مردان نامرئی!

دو روز، سه‌روز، یک هفته، یک ماه…؛ همه لحظه‌هایی که چشم‌‌های نسرین و پسر 18 ساله‌اش خیره به در ماندند تا شاید کلیدی در قفل در بچرخد و چشم مادر و پسر دوباره به مرد خانه روشن شود؛ خبری اما نشد.

قانون چه می‌گوید؟

هستند زنانی که توسط مردان خود به یکباره و بی‌خبر ترک می‌شوند و طی سالیان سال، هیچ نام و نشانی از آن‌ها پیدا نمی‌شود. برخی از این زنان، می‌سازند و می‌سوزند، اما برخی دیگر توان تحمل چنین شرایطی را ندارند.

سیاسی نبودم؛ سیاسی‌ام کردند!

می‌گوید سیاسی نبوده است و با پیشنهاد همسرش ردای سیاست به تن کرده و پا به بهارستان گذاشته تا شانه‌به‌شانه و با اتحاد با او به مردم خدمت کند؛ شاید همین هم باشد که هنوز هم نام او در کنار نام همسرش می‌نشیند و خیلی‌ها او را خانم «کامران» صدا می‌زنند.