برچسب لیلا لطیفی

بن بست هوشنگ 1390

دو رفیق قدیمی که به جرم دزدی تازه از زندان آزاد شده‌اند، تصمیم به دزدی مجدد می‌گیرند اما این بار خودشان دزدیده می‌شوند که این سرآغاز قصه‌ای اجتماعی با مایه‌های طنز می‌شود.

عمو خسیس من 1390

منوچهر و پرویز برادرزاده های آقای شهریاری هستند که برای تصاحب اموال خان عمو، به هر دری میزنند. در کمال ناباوری خان عمو آنان را صدا زده، قرعه مردن یا زنده ماندن خود تا دو ماه آینده را برای تصاحب اموال برای هر یک بیان میکند. حال یکی با قصد سوء به خان عمو و دیگری با دفع بلا در فکر مال خورد کردن اموال هستند تا اینکه خان عمو…

بابای دوست داشتنی 1391

هوشنگ و فرزین «اردلان شجاع کاوه و نادر سلیمانی» که دو سارق سابقه دار هستند به یک منزل ویلایی می روند که توسط صاحب منزل که یک پیرمرد است به اسارت در می آیند و ماجراهای فیلم آغاز میشوند ...

جناب عالی 1400

سریال «جناب عالی» سعی دارد با محوریت قرار دادن شخصیت جوانی به نام «امیرعلی عالی» که فارغ التحصیل رشته هماهنگی و برنامه‌ ریزی سیاسی در مقطع دکترا است، با نگاهی طنز، به بررسی معضل بیکاری و نقد به سیستم‌ های اداری کشور بپردازد. این سریال با دست مایه قراردادن این مضمون که مشکلات ساختارهای اداری و دولتی یک شبه حل نمی‌ شوند، به دنبال لزوم اصلاح اساسی زیرساخت‌ها، جوانگرایی و استفاده از نیروی انسانی باانگیزه است.

چمدان 1391

داستان چمدانی است که در تهران گم می‌شود و دست به دست می‌چرخد. درب چمدان باز نمی‌شود و هرکس درباره آن نظری دارد. هرکس فکر می‌کند آرزوهای او در این چمدان دربسته است. چمدان وارد خانواده‌های مختلفی می‌شود

به کجا چنین شتابان 1387

سریال «به کجا چنین شتابان» قصهٔ جوانی است که سری پرشور دارد و آرزوهایی بزرگ که می‌خواهد به یکباره به آنان برسد. قصه داستان روایت گر افرادی است که می‌خواهند یک شبه راه صد ساله را بروند و در این راه بدون توجه به بهایی که می‌پردازند، با مشکلات زیادی مواجه می‌شوند!

عصر جمعه 1384

عصرجمعه داستان زنی است به نام سوگند (رؤیا نونهالی) که با نوزادی از زندان آزاد می‌شود. در عصر یکی از روزهای پاییزی سوگند (رویا نونهالی) به همراه عموی خود (قدیر) از باغ باز میگردند. در بین راه عموی سوگند به او تجاوز میکند. پدر سوگند که از تجاوز برادرش به دخترش بی خبر است و به تازگی برادر خود (قدیر) را از دست داده، به دلایلی دخترش سوگند را از خانه بیرون کرده و سوگند هم به تهران میرود. سوگند در تهران به عنوان دختر فراری دستگیر شده و برای مدتی به زندان میفتد در زندان متوجه می شود که باردار است و دیگر برای سقط بچه دیر شده. مجبور میشود کودک را در فقر بزرگ کند و ۱۵ سال بعد از این اتفاقات درحالی که زندگی سوگند مقداری سروسامان گرفته خواهر او بنفشه (هانیه توسلی) که در دانشگاه تهران قبول شده به تهران رفته و به دنبال خواهرش سوگند میگردد و در آخر با پیگیری های زیاد منزل خواهرش را پیدا میکند و میگوید که پدرش در بستر بیماری افتاده و از کار خود پشیمان است. در همین حین که سوگند درحال توضیح دادن برای برنگشتن خود به شهرشان بود امید (مهرداد صدیقیان) از پشت در، در حال گوش دادن به مکالمه بین خاله اش و مادرش است، متوجه می شود که حاصل رابطه نامشروع و تجاوز عموی مادرش است و مادرش در تمام این سالها در مورد پدرش به او دروغ گفته، شدیداً تحت تأثیر قرار می‌گیرد و پس از درگیری خیابانی به کانون فرستاده می‌شود در آخر بنفشه او را متقاعد میکند که باید با این قضیه کنار آمده و مادرش را به خاطر دروغش ببخشد. درنهایت سوگند هم راضی میشود بعد از ۱۵ سال به شهرشان برگرد و به دیدار پدر مریضش برود.