ارتباط خانوادگی 1390
این فیلم داستان مردی به نام کمال است که به اتفاق همسرش طلعت از شهرستان راهی تهران میشوند تا فرزندانشان را ببینند اما دخترها و پسرها آن قدر درگیر مشکلات زندگی شدهاند که نمیتوانند از پدر و مادرشان پذیرایی کنند.
این فیلم داستان مردی به نام کمال است که به اتفاق همسرش طلعت از شهرستان راهی تهران میشوند تا فرزندانشان را ببینند اما دخترها و پسرها آن قدر درگیر مشکلات زندگی شدهاند که نمیتوانند از پدر و مادرشان پذیرایی کنند.
رحمان ، مرد معتمد روستایی را روایت می کند که در اثر یک تصادف فوت می کند . پیگیری مرگ رحمان توسط همسرش مهدخت و پاسگاه ، آنها را به سرنخ هایی میرساند. در این بین دوست رحمان اسماعیل، به مهدخت نزدیک شده و همین امر باعث بوجود آمدن حرف و حدیث هایی پشت سر او شده است. در پی این ماجرا مهدخت بسیار از اسماعیل ناراحت و عصبانی گردیده و دائم او را از سر راه خود کنار می زند. بالاخره در یک شب بارانی در حالی که مهدخت به کنار رودخانه ای رفته که رحمان پس از تصادف در آنجا سقوط کرده و کشته شده است رفته و ....
نفر سوم، داستان یک فیلمساز دفاع مقدس است که مدتهاست دیگر فیلم نمیسازد. وی توسط دوستانش به بیمارستانی فراخوانده میشود و در آنجا از او میخواهند با یک جانباز شیمیایی که روزهای آخر عمرش را میگذراند، مصاحبه کند. او ابتدا نمیپذیرد، ولی وقتی که قبول میکند، جانباز به شهادت میرسد.
«مسافر ارغوان» داستان فرمانده گردانی به نام سیدمرتضی است که سالها پس از پایان جنگ، برای پیدا کردن یکی از افرادش، با گروه تفحص عازم جنگلهای ایلام میشود...
فیلم داستان مرد جوانی به نام حامد است که با داشتن یک کارخانه کوچک، وضع مالی خوبی داشته و به همراه همسر و دخترش زندگی آرامی را میگذراند. در همین بین، روزی از بانک به او اطلاع میدهند که برنده فیش سفر حج شده است. وی که به خاطر عزیمت به خانه خدا، تصمیم میگیرد به دنبال حلالیت گرفتن از کسانی میرود که دینی به گردن او دارند. در این میان داستان وارد گذشته حامد میشود، زمانی که وضع مالی بسیار بدی داشته و همسرش نیز در بیمارستان بستری بوده. او که تحت فشار زیادی است، مقداری طلا را پیدا کرده و با فروختن آنها هزینه درمان همسرش را میدهد. حال که به دنبال یافتن صاحب طلاها میرود، درمییابد همین کار او باعث شده خانواده دیگری مورد اتهام قرار گرفته و اتفاقات بسیار بدی برایشان رخ دهد. در نهایت و پس از مشکلات فراوان، حامد موفق میشود حلالیت بگیرد، اما فیش حج خود را به مردی که در اثر اشتباه او متهم شده بوده میبخشد.
دختری به نام شهربانو شهابی که یکی ﺍز دﺍنشجویان خوب رشته روﺍنشناسی دﺍنشکده ﺍست به خوﺍستگاری پسر خاله ﺍش که بسیار ثروتمند ﺍست جوﺍب رد میدهد و با مهندسی به نام حمید ﺍزدوﺍج میکند. حمید در دورﺍن جنگ برﺍی ساخت یک پل به منطقه جنگی ﺍعزﺍم میشود و آنجا مجروح میشود و شیمیایی میشود. در آن دورﺍن حمید ﺍز شهربانو خوﺍست تا ﺍو رﺍ برﺍی همیشه ترک کند و ...
پيدا شدن گهواره كودكی در جريان مراسم عزاداری اربعين حسينی ماجراهايی را برای متولی امامزاده رقم میزند، دردسرهايی كه وحدت اهالی روستا را نيز به دنبال دارد.
یک گروه باستانشناس وارد روستایی میشوند. اهالی گمان میکنند که در روستایشان گنج پیدا شده است که این موضوع باعث میشود دشمنیهای قدیمی، آشکار شود. به دنبال مشخص شدن وجود یک اثر باستانی مهم در روستا، اهالی متحد شده و به آبادانی روستای خود میپردازند.