باغ قرمز 1388
در جریان ردگیری قاتل دختر بچه مشخص می شود كه پدر كودك یك جراح زنان است كه چندی پیش زمان زایمان یكی از بیمارانش كه زنی بوده با مشكل زایمان، در مرخصی بوده و.....
در جریان ردگیری قاتل دختر بچه مشخص می شود كه پدر كودك یك جراح زنان است كه چندی پیش زمان زایمان یكی از بیمارانش كه زنی بوده با مشكل زایمان، در مرخصی بوده و.....
بیوگرافی : لیلا اوتادی بازیگر زن سینما و تلویزیون متولد چهاردهم مرداد ماه سال 1362 در تهران می باشد و 34 سال سن دارد.
جنگ تمام شده، اخراجي ها و ديگر همرزمانش به شهر برگشتند و هر كس در پي كسب و كاري است، يك برنامه زنده تلويزيوني در تلاش است تا تعدادي از رزمندگان را براي حضور در يك برنامه دعوت كند، شرايط نامساعد حال يكي از همرزمان او را راهي بيمارستان مي كند، اما بر اثر حوادثي در سطح شهر دير به بيمارستان مي رسد و تا پاي شهادت پيش مي رود و اين بهانه اي براي حضور همرزمان سابق در بيمارستان مي شود كه حالا هر يكشان و شخصيتي جديد دارند و...
مينا بزرگمهر و فرهود زندي دو وكيل جوان و تازه كار هستند كه به شكلي ناخواسته و به دليل فريب كاري دو بنگاه معاملات ملكي، سر از يك ساختمان درمي آورند و ناچار مي شوند يك آپارتمان را با شراكت هم اجاره كنند. آنها هر يك دفتر وكالت خود را سر و سامان مي دهند، اما همواره با هم در مشاجره و رقابت هستند. شرط مي كنند هر كس موفق شد زودتر وكالت كسي را عهده دار شود، حق ماندن در آن ساختمان را دارد. ورود سيامك و خواهرش به اين دفتر، عملاً اين شرط را باطل مي كند، چون ابتدا آنها به مينا مراجعه مي كنند و سپس با دسيسه فرهود مجبور مي شوند پرونده را به او بسپارند. پرونده درباره زوجي است كه پس از جدايي، بر سر حضانت فرزندشان با هم اختلاف دارند. مرد كه ناصر نام دارد مهندس ارشد يك شركت خودروسازي است و ظاهراً مي خواهد پسر خردسالش سامان را با خود به خارج ببرد. همسرش محبوبه سردبير يك مجله اجتماعي است و علاقه مند به موضوع هايي مثل طرح حقوق زنان در جامعه. مينا براي جلوگيري از تضييع حق محبوبه، وكالت او را به عهده مي گيرد. به اين ترتيب، مينا و فرهود در پرونده اي مشترك رودرروي هم قرار مي گيرند و شرط تازه اي مي گذارند؛ وكيل بازنده بايد آن دفتر را ترك كند. ناصر و فرهود پرونده را تا آستانه پيروزي در دادگاه پيش مي برند، اما محبوبه با پيدا كردن محل اختفاي دو نفر از مطلعين و دعوت شان به دادگاه، به قاضي ثابت مي كند كه برخلاف ادعاي وكيل، ناصر قصد مهاجرت به خارج را داشته و مي خواسته سامان را هم ببرد...
مهندس جواني در افتتاحيه يک پروژه ملي دچار سانحه اي عجيب مي شود وهمين مسئله او و ديگران را نيز دچار سردرگمي مي کند و ...
كيوان کمالي به بيست سال حبس محکوم شده و بعد از تحمل ده سال حبس بطور مشروط از زندان آزاد ميشود. پرهيز از وقوع هرگونه تخلف و جرم و نزاع و درگيري بزرگترين چالش پيش روي کيوان کمالي در مواجهه با جامعه لجام گسيخته است.
«اختاپوس» از درون يک غار، امورات قلعه را فرمانروايي ميکند. او براي به دام انداختن آهوها و نوشيدن عصاره تن آنها «بل بله» را به خدمت گرفته اما آهوها با نقشه «پيشوني سفيد» از قلعه فرار ميکنند. از سوي ديگر مادر «آهوي پيشوني سفيد» برگشته تا آهو را از «سالار» يعني پدر خواندهاش پس بگيرد و «پيشونيسفيد» به دليل رنجش از سالار، ميخواهد به پيش مادرش بازگردد اما ... .
شايان وکيلمدافعي که در اکثر پروندههاي قضايي پيروز است، در آخرين پروندهاش سعي دارد موضوع را پيچيدهتر کرده تا منافع بيشتري به دست آورد اما با ورود رؤيا که به عقد موقت شايان درآمده، اتفاقاتي در زندگي خصوصياش ميافتد که او را دچار دوگانگي کرده و اعتبار کار و زندگياش در مرز فروپاشي قرار ميگيرد.