برچسب لیلا ارجمند پیوند

دشتستان 1404

سریال تلویزیونی دشتستان با نگاهی کمدی داستان سه دانشجوی جوان به نام‌های غفور، فرید و دانیال را به تصویر می‌کشد که در خوابگاه هم‌اتاقی شده‌اند. دوستی این سه نفر اما با ورود سه دانشجوی جدید به نام‌های خسرو، نعمت و امین وارد فاز جدیدی شده و ماجراهای پیش‌بینی‌نشده‌ای برای آن‌ها رقم می‌خورد. این ۶ نفر در ادامه و پس از تکمیل ظرفیت خوابگاه مجبور به اجاره‌ی یک اتاق شده و سرنوشتشان با هم گره می‌خورد.

وقتی بهار می آید 1388

دکتر فرهادی درصدد تاسیس پژوهشکده ای برای احیای مجدد بیماران به کما رفته است که در این میان مورد حسادت و رقابت دکتر نقیبی، ریاست بیمارستان مواجه می شود. از طرف دیگر طی سانحه ای همسر دکتر فرهادی (مریم) نیاز اورژانسی به عمل پیوند قلب دارد و …

بازگشت 1387

«بازگشت» داستان مردی است که به او هفت روز مهلت داده می شود تا از زندان خارج شود و مدرک بی گناهی خود را بیاورد. او برای پیدا کردن شریک سابقش شهر تهران را زیر پا می گذارد و در این راه...

یادم تو را فراموش 1394

دامون که به تازگی از مربی گری یکی از باشگاه‌های پرطرفدار فوتبال برکنار شده، با زنی مواجه می شود که سال ها قبل با او در ارتباط بوده است. این مواجهه مجدد، زندگی دامون و خانواده اش را تحت تاثیر قرار می دهد و...

اژدها وارد میشود 1394

دوم بهمن ماه ۱۳۴۳ است، یک شورلت ایمپالای نارنجی رنگ از قبرستان باستانی می‌گذرد و به سمت کشتیِ به خاک نشسته‌ای می‌راند. فیلم دربارهٔ مرگِ یک تبعیدی در جزیره قشم است که در فیلم گفته می‌شود مارکسیست-لنینیست است. یک مأمور ساواک برای بررسیِ قتل به قشم می‌رود و متوجه می‌شود که این تبعیدی کشته شده‌است. او در این جزیره با پدیدهٔ عجیبی روبه‌رو می‌شود. پس از دفنِ هر جنازه‌ای در یک گورستان متروک، زلزله رخ می‌دهد. در فیلم گفته می‌شود که اژدهایی در زیر گورستان زندگی می‌کند (عنوان فیلم نیز در این ارتباط انتخاب شده‌است). او به کمکِ دو دوستِ زمین‌شناس و صدابردار خود بار دیگر به جزیره می‌رود تا راز این موضوع را کشف کند. در آن‌جا ماجراهای دیگر اتفاق می‌افتند که سرانجام سرنوشتِ سه دوست را به‌گونه‌ای شوم رقم می‌زنند.

در ادامهٔ فیلم، متوجه می‌شوند که فرد مارکسیست با دختر یکی از محلی‌ها (حلیمه) ارتباط جنسی برقرار کرده و پدر دختر برای انتقام او را می‌کشد و خودکشی را صحنه‌سازی می‌کند و چارکی (ساواکی مستقر در قشم) نیز این داستان را مخفی می‌کند. چند روز بعد حلیمهٔ حامله را در سردخانهٔ کشتی پیدا می‌کنند و بچهٔ او را وضع حمل می‌کنند؛ ولی حلیمه جانِ خود را از دست می‌دهد و این سه دوست بچهٔ او را بزرگ می‌کنند. در انتها ساواک از ادامهٔ تحقیقاتِ این سه دوست جلوگیری می‌کند و می‌خواهد آن‌ها را به قتل برساند. آن‌ها متوجه می‌شوند و یکی از آن‌ها، در حالِ فرار از دست ساواک، کشته می‌شود، یکی از ایران فرار می‌کند و آن دیگری در موشک باران درمی‌گذرد.