لقمه حلال!
خسته از کار به سمت خونه برمیگشتم. صبح که هیچ، داشت ظهر میشد. دیگه نا نداشتم. آخرین نفری بودم که از مینیبوس پیاده میشدم.
خسته از کار به سمت خونه برمیگشتم. صبح که هیچ، داشت ظهر میشد. دیگه نا نداشتم. آخرین نفری بودم که از مینیبوس پیاده میشدم.