کمربندها را ببندیم 1383
آقای ملکی (فتحعلی اویسی) که صاحب یک آژانس هواپیمایی است، بعد از رسیدن ارثیه هنگفت عمه اش تصمیم به راه اندازی خطوط هوایی ملکی ایرلاین (مال) و اولین فرودگاه خصوصی کشور می کند. داستان سریال مربوط به ماجراهای این فرودگاه است.
آقای ملکی (فتحعلی اویسی) که صاحب یک آژانس هواپیمایی است، بعد از رسیدن ارثیه هنگفت عمه اش تصمیم به راه اندازی خطوط هوایی ملکی ایرلاین (مال) و اولین فرودگاه خصوصی کشور می کند. داستان سریال مربوط به ماجراهای این فرودگاه است.
این سریال درباره مرد 70 سالهای به نام آقا بزرگ است که قصد ازدواج با دختری 16 ساله را دارد. خانواده او با ازدواج مجدد وی مشکل دارند و هرکدام سعی دارند مانع ازدواج وی شوند. با دزدیده شدن ماشین کنترل نامحسوس پلیس راهنمایی و رانندگی اتفاقاتی رخ میدهد که جالب توجه است ...
داستان این مجموعه درباره خانوادهای است که دو پسر به نامهای احسان و امید و دختری به نام مرجان دارد. امید پسربچهای ۱۱ ساله است که قهرمان داستان محسوب میشود.
در مجموعه شوخی کردم، کلیپهای طنز در محیطها و قالبهای خاصی اجرا میشود که میتوان به اتاق عمل، عصر حجر، متهم و بازپرس، زن و شوهر باتجربه، اخبار، نقد ادبی، گزارشگر تلویزیونی، میزگرد تلویزیونی اجتماعی و کارشناس مهمان، میزگرد تلویزیونی سینما و کارشناس مهمان اشاره کرد.
موضوع اصلی سریال یک مفهوم اخلاقی است که در هر یک از داستانها این موضوع تکرار میشود و بیشتر بازیگران در ابتدای هر قصه آدم فرعی هستند که در قصه بعدی به بازیگر اصلی بدل میشوند.
در هر قسمت از این مجموعهٔ تلویزیونی، همراه با یک اتومبیل پراید هاچبک که خرید و فروش میشود، به زندگی آدمهای مختلفی با ماجراهای گوناگون وارد میشویم.
پس از گذشت سالها، عباسآقا (بیوک میرزایی) تصمیم میگیرد که بخشی از خانه مسکونیاش را به تعدادی جوان دانشجو اجاره دهد. دانشجویان جدید همسایه عباسآقا میشوند، بیخبر از اینکه ...