بازیگران, خلاصه داستان و عکسهای سریال دولت مخفی
مجموعه عکسهای سریال دولت مخفی + تصاویری از پشت صحنه / معرفی بازیگران و خلاصه داستان
مجموعه عکسهای سریال دولت مخفی + تصاویری از پشت صحنه / معرفی بازیگران و خلاصه داستان
مجموعه عکسهای مراسم اختتامیه بیست و هشتمین جشنواره بین المللی فیلم کودک و نوجوان در اصفهان با حضور برخی بازیگران / مهرماه 93

داستان این فیلم دربارهٔ آدمهایی است که دچار دوگانگی هویتی شدهاند. پس از مدت طولانی و مشکلات فراوان مینا باردار شده است و از سوی همسرش حسام احساس بیتوجهی میکند. حسام که خود را در کنار مینا میداند، درگیر مسائل و مشکلات خانوادگی همکارش شیرین شدهاست.
آرشام سركيسيان نقاش ايراني و مسيحي مقيم خارج از كشور كه بيست سال پيش و بعد از مرگ مادرش، با فروش همه چيز از جمله تابلوهاي مادرش، مجموعه اي از شمايل قديسين مسيحي، مهاجرت كرده براي جمع آوري اين تابلوها به ايران بازمي گردد و باخبر شهادت دوستش استيو كه جانباز شيميايي بوده مواجه مي شود. اين اتفاق آرشام را ناخواسته درگير مي كند. او به تدريج با آدم هاي جديد آشنا مي شود و قدم در راه تازه اي مي گذارد.
ژانت در پي درخواست دوست ديرينه اش نگار از اصفهان به تهران مي آيد تا رضا، شوهر مجروح نگار را از بيمارستان بربايند ژانت پزشكي است كه نگار در اين سفر به وي محتاج است.
مهتاب، دختر دانشجويي كه در رشته جامعه شناسي تحصيل مي كند با پدر مستبد، مادر و برادر كوچكترش زندگي مي كند. او كه دلباخته دانيال همكلاسي اش است ماجرا را به مادرش مي گويد و از او مي خواهد كه جريان را به پدرش اطلاع دهد تا دانيال به خواستگاري اش بيايد. در دانشگاه، مهتاب به دانيال مي گويد كه پدرش مي خواهد او را ببيند. مسأله جداسازي دختران از پسران در دانشگاه با بيانيه اي كه تني چند از دانشجويان در ديوار سالن دانشگاه نصب كرده اند حالت بحراني و جدي به خود مي گيرد. در زير اين بيانيه امضا و نام دانيال هم به چشم مي خورد. دوستان مهتاب ماجرا را به او مي گويند و دانيال اعتراف مي كند كه امضاي او در زير بيانيه جعلي است و به همين دليل با امضاكنندگان بيانيه درگيري لفظي پيدا مي كند. دوستان مهتاب از او مي خواهند كه از نفوذ پدرش كه جزو هيأت امناي دانشگاه است استفاده كند و از او بخواهد كه با اين طرح مخالفت كند. رئيس دانشگاه، آقاي افصحي جلسه اي با هيأت امنا مي گذارد و قرار مي شود اين طرح تصويب و اجرا شود. دانشجويان با اين طرح مخالفت مي كنند. دوستان مهتاب كه از امضاي دانيال زير بيانيه عصباني هستند نامه اي جعلي را كه از طرف دانيال به مهتاب نوشته شده است رو مي كنند. پدر مهتاب به سختي با دانيال برخورد مي كند و به او گفته مي شود كه از دانشگاه اخراج شده است. مهتاب از دانيال دلگير مي شود ولي در جريان يك كيف زني و زماني كه دو مرد موتورسوار كيف مهتاب را مي دزدند، دانيال پس از درگيري با دزدان كارش به كلانتري كشيده مي شود و بار ديگر پدر مهتاب به كلانتري مي آيد و با سپردن يك چك آن دو را آزاد مي كند. دانيال به زادگاهش در جنوب ـ انديمشك ـ مي رود و مدتي بعد مهتاب كه هنوز او را دوست دارد به نزد او مي آيد ولي در پايان، زماني كه مي خواهد با موتورسيكلت مهتاب را به ايستگاه راه آهن براي بازگشت به تهران برساند به دليل باران سيل آسايي كه مي آيد در يك رودخانه مي افتند و به سختي خود را به يك خشكي مي رسانند. آنها به زودي درمي يابند كه در يك منطقه مين گذاري شده گرفتار شده اند. بر اثر انفجار يك نارنجك، دانيال مي ميرد ولي پيش از مرگ از مهتاب مي خواهد كه آنجا را ترك كند. مهتاب نيمي از پلاكي را كه بر گردن دانيال است جدا مي كند و نزد خود نگاه مي دارد.
پدر ستاره و لاله اسکندری بازیگران سینما و تلویزیون درگذشت.