وام عسل 1393
فیلم «وام عسل» درباره زندگی فردی به نام «محمود» که ویزیتور پخش محصولات فرهنگی است و از طریق شرکتی که مشغول به کار است، وامی را دریافت می کند و بر سر این وام در بین همسایگان او اختلافاتی می افتد.
فیلم «وام عسل» درباره زندگی فردی به نام «محمود» که ویزیتور پخش محصولات فرهنگی است و از طریق شرکتی که مشغول به کار است، وامی را دریافت می کند و بر سر این وام در بین همسایگان او اختلافاتی می افتد.
دو جوان از یک آبادی که یکی از آنان اهل تشیع به نام شکیب و جوان دیگر سلمان از اهل تسنن است، همزمان خواستگار یک دختر به نام سارا هستند. با توجه به قرابت بین سارا و سلمان این دو به عقد هم در میآیند، اما زمان عروسی مادر سارا با سم کشته میشود و ...
امین بعد از 14 سال زندگی در خارج به ایران بر میگردد و با یک راننده که عشق ماشین است آشنا میشود و راننده او را به یک منزل قدیمی که چند خانواده در آن زندگی میکنند میبرد و…
فیلم کودتای سیاه با مضمونی تاریخی، در مورد کودتای 28 مرداد 1332 می باشد و به نقش کشورهای آمریکا و انگلیس در این واقعه مهم تاریخی میپردازد.
داستان این مجموعه در سه بخش اتفاق میافتد. بخش اول مربوط به آغاز سلطنت محمدرضا پهلوی تا سال ۱۳۳۸ و ملی شدن صنعت نفت است. همچنین بخش دوم نیز روایتگر ماجراهای سال ۱۳۳۹ تا ۱۳۵۰، قیام ۱۵ خرداد ۱۳۴۲، تبعید سید روحالله خمینی، قانون کاپیتولاسیون و دوران نخست وزیری اسدالله اعلم و امیرعباس هویدا است.
منبع : مجله تاپ نازبرای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید
داستان سریال لژیونر در مورد دو دوست قدیمی به نام بهمن با بازی حسن پور شیرازی و توفیق با بازی محمدرضا شریفینیا است که همچون دو برادر زیر نظر یک پدر بزرگ شدهاند اما شخصیتهای متفاوتی دارند حسن پورشیرازی نقش مجری ورزشی تلویزیون را ایفا میکند که به تازگی بازنشسته شدهاست و همچون بهرام شفیع که به صداقت و شرافت فوتبال اهمیت میدهد، یک برنامهٔ اینترنتی به نام «کارت زرد» به راه انداختهاست که در آن مباحث و مسائل فوتبال را مطرح میکند. اما در نقطه مقابل او محمدرضا شریفینیا به عنوان یک دلال فوتبال که یک تنه میتواند پشت صحنه فوتبال را بچرخاند ظاهر شدهاست.
هوشنگ شرافت، معلمی سرشناس و شرافتمند است که در تنگنای مالی قرار دارد و این مسئله بر خانوادهاش تأثیر بهسزایی گذاشتهاست. هوشنگ مادری مریض دارد که توان خرید داروهایش را ندارد و روزی یکی از دانشآموزانش بهنام هوشمند کامروا به او ۳ تراول ۵۰ هزار تومانی میدهد و شرایط خرید داروها را پیدا میکند، اما میفهمد که تراولها تقلبی بوده و برای خرید داروهایش مجبور به خرج آنها میشود. در همان حین، با پدر هوشمند یعنی، کامران کامروا، که فردی بسیار پولدار است، آشنا میشود و ارتباطاتی با او پیدا میکند که باعث میشود شریف بودن را کنار بگذارد و ناخواسته ثروتی بادآورده میآورد و درگیر یک زندگی جنایی میشود.