نفس 1396
ناهید دختر دانشجویی است که با روزبه عضو سازمان مجاهدین، آشنا میشود. در بحبوحه وقایع انقلاب رازی در زندگی اش فاش میشود… او برای رسیدن به حقیقت حوادث پیچیدهای را پشت سر میگذارد.
ناهید دختر دانشجویی است که با روزبه عضو سازمان مجاهدین، آشنا میشود. در بحبوحه وقایع انقلاب رازی در زندگی اش فاش میشود… او برای رسیدن به حقیقت حوادث پیچیدهای را پشت سر میگذارد.
داستان نوجواني است به نام بردو که پدر خود را از دست داده و به همراه برادر ومادر خود زندگي ميکنند. بردو بخاطر اينکه بتواند زندگي خود را سرو سامان دهد راهي سفري ميشود که طلب پدر خودرا پس بگيرد که در ميانه راه در گير اتفاقاتي ناخواسته مي شود.
عليبخش جوان مهاجر افغاني كه در ايران مشغول به كار است از خانواده به خصوص همسرش شاه گل مدتي بي خبر است. حوادث و تهديد حملهي آمريكا به كشور افغانستان دلشوره هاي عليبخش را بيشتر مي كند و او تصميم مي گيرد به كشورش افغانستان بازگردد، كه در اين سفر طولاني با فراز و نشيب هاي زيادي روبرو مي شود.
یک زن و مرد ، در اتوموبیل لکسوس گرانقیمت خود نشسته اند. بر روی سقف اتوموبیل خود یک خروار چوب ریخته و آن را بسته و پشت اتومبیل خود هم ۲۰۰ کیسه پر از اسکناس تلنبار کرده اند. هدفشان هم آن است که به هر نحوی که شده از شرّ این ۲۰۰ کیسه پول راحت شوند و هر کیسه را به فردی بدهند. فیلم هم درباره عکس العمل کسانی است که به روش های مختلف پول به آنها داده می شود.
بدون شرح ماجرای دفتر یک هفته نامه شهر قشنگ است که در حال ورشکستگی است اما سردبیر و کارکنان و مدیر این هفته نامه در تلاش هستند تا هفته نامه شهرقشنگ را نگه دارند و این باعث بهوجود آمدن ماجراهای جالب مجموعه تلویزیونی بدون شرح میشود.
در اپیزود اول، خانه ی قدیمی یک خانواده ی فقیر، روی سرشان خراب می شود. آنها که حالا نمی دانند کجا باید بمانند و روزهای عید را چگونه بگذرانند، تصمیم می گیرند با تور، دور تهران را بگردند. آشنایی آنها با آدم هایی گرم و صمیمی در طی این گردش، باعث می شود با شهری که در آن زندگی می کنند بیشتر آشنا شوند. در اپیزود دوم، کنسرت راک عده ای از جوانان لغو می شود و ما با مشکلات تک تک آنها از نزدیک آشنا می شویم.
رضا پس از عمليات شناسايي، اسير دشمن مي شود و تحت شكنجه قرار مي گيرد. سپس او را به زندان مي فرستند كه جمعي كرد ناراضي در آنجا نگهداري مي شوند. در اين زندان، زندانيان را تحت آزمايش ميكروبي قرار مي دهند. رسول كه يك پزشك كرد و هم سلول رضا است، او را معالجه مي كند. آن دو در شرايط خاصي موفق به فرار مي شوند و از راه كوير به كردستان عراق مي روند و در آنجا با شيخ عدنان كه يكي از رهبران مبارز كرد است، قرا آزاد ساختن زندانيان را از اين زندان مخوف مي گذارند....
آسمان محبوب داستان زندگی دکتر جوانی به نام شایان است که در اوج موفقیت کاری و اجتماعیاش درمییابد مبتلا به تومور مغزی شدهاست. او تصمیم به خودکشی میگیرد اما در آخرین لحظه اتفاقی رخ میدهد که باعث میشود سر از روستایی دورافتاده درآورد و وقایع غیرمترقبهای برایش رقم بخورد. حضور وی در روستا او را با داستان ها و افرادی در میآمیزد که علاوه بر ایجاد حیرت، شادی و آرامش در وی منجر به تغییر کامل جریان زندگی وی در آینده خواهد شد. او با حضور در روستا و پذیرفتن نقش پزشک و معمار در آن محیط کوچک، ضمن کسب تجارب جدید، پرده جدیدی از مهربانی انسان ها را در قبال خود به نظاره نشسته و در پایان، زندگی خود را مدیون کسانی میشود که تنها چند روز در کنارشان زندگی کرده. وی پس از چندی به دلایلی از روستا خارج میشود و در هنگام بازگشت با صحنه عجیبی رو به رو میشود که تمام داستان فیلم را به چالش می کشد.