پنجره 1392
پسر نوجوانی در یکی از روستاهای رودبار زندگی می کند که شغل خانوادگی آنها ریل چینی خط راه آهن است، او در زمانهای بیکاری خود نقاشی میکشد. روزی که از مدرسه برمیگردد ناخودآگاه متوجه مغازهای میشود که تابلوهای نقاشی نیمه کارهای در آنجا وجود دارد. او به دنبال صاحب نقاشیها میگردد تا اینکه متوجه میشود نقاشیها متعلق به نوجوانی است که شهید شده است.
