همسفر 1379
همسفر قصه جوانهایی است که در نیمه راه زندگی از همراهی هم بازمیمانند. همسفر روایت غربت و تنهائی آدم هاست، آدمهایی که تا دیروز با عشق در کنار هم بودند و در فردایی که خیلی دور نیست به جدائی میاندیشند…
همسفر قصه جوانهایی است که در نیمه راه زندگی از همراهی هم بازمیمانند. همسفر روایت غربت و تنهائی آدم هاست، آدمهایی که تا دیروز با عشق در کنار هم بودند و در فردایی که خیلی دور نیست به جدائی میاندیشند…
این سریال داستان جوانی با بازی حمید گودرزی را روایت میکرد که طی یک تصادف به کما رفت. چند جوان دیگر هم در همان زمان به کما رفته بودند که از این بین دو نفر به هوش آمدند تا کارهای اشتباه بقیه را جبران کنند.
راه سوم مجموعه ای آموزشی است که سعی دارد در قالبی نمایشی معضلات جوانان را از طریق گفتگو در محیط دوستانه خانوادگی و با تشریک مساعی حل کند. خانواده خردمند به اتفاق آقا بزرگ و دو فرزند جوان دانشجو در هر قسمت این مجموعه درگیر مشکلات روحی و اجتماعی می شوند سپس ازطریق تشکیل میز مذاکره هشت ضلعی منتظم در خانواده ریشه مشکل را بررسی و کشف می کنند.
چند نوجوان که هر یک برای فرار از مشکلات زندگیشان، از خانه فرار کرده، دور هم جمع میشوند و با هدف سفر به سوی آرمانها و خواستههای خود پا به راهی با مقصد نامعلوم میگذارند، سفری با حوادث ناگوار …
شهاب کیانفر، کارخانهاش در شرف ورشکستگی قرار دارد؛ با این حال تلاش میکند تا با رقابت با پدرخانم متمولش (هرمز)، زندگی پر تجملی را برای همسرش تدارک دیده و با قرض و نزول کردن پول، کارخانهاش را نجات دهد. با وخیمتر شدن اوضاع مالی شهاب، او تصمیم میگیرد تا با طرح یک نقشه و کمک گرفتن از همسر شخصی که پرستاری فرزندش (مانی) را به عهده دارد و به تازگی از زندان آزاد شدهاست، مشکلاتش را حل نماید ان فرد مانی را با یک تبهکار دیگر میدزدند و ان فرد تبهکار پیمان است ومانی را اذیت میکند و از پدرش پول برای آزادی اول میگیرند و...
لیلا، منصور،مهناز و بهنام دست به یک سرقت کلان از جواهرفروشی میزنند.لیلا جهت کمک به بهنام که زخمی شده به داروخانه میرود تا باند تهیه کند،که توسط پلیس دستگیر شده و به مدت ده سال روانه زندان میشود. بهنام که قصد ازدواج با او را داشته،بعد از چهار سال او را فراموش کرده و با بهناز ازدواج میکند.لیلا در زندان در ایام محرم خواب فاطمه زهرا را میبیند که به او میگوید مادرش را پیدا میکند.رئیس زندان ۲۴ ساعت به او مرخصی میدهد،تا مادرش را پیدا کند. او با بی بی که در ایام محرم مجلس عزا بر پا میکند آشنا میشود لیلا،بهنام را که حالا رئیس یک باند بزرگ مواد مخدر است،پیدا میکند و آنها را به پلیس لو میدهد و خود دوباره به زندان بازمیگردد و پس از ۶ سال دوباره به نزد بی بی بازمیگردد.
داستان این سریال دربارهٔ زندگی پرافت و خیز یک سرهنگ تبعیدی در دوران پهلوی است که از فرمان تیر تعدادی از مبارزان سرباز میزند. وقتی این خبر به مقامات بالاتر گزارش میشود، سرهنگ خلع درجه میشود و به زاهدان تبعید میشود. او بعد از ۲۵ سال سکونت در زاهدان با یک تاجر چای دوست میشود و علاوه بر آن در تجارت نیز با هم همکاری میکنند. او اهل بوشهر است و وابستگیهایی به رئیسعلی دلواری دارد. علاوه بر این سرهنگ که ذوق نویسندگی هم دارد، شروع به نوشتن رمانی با موضوع مشکلات اجتماعی میکند.
مجموع این اتفاقات باعث میشود ساواک و نیروهای امنیتی نسبت به او حساستر شوند. پس از آن فردی که به عنوان رئیس سازمان امنیت زاهدان منصوب میشود، قبلاً نیز مناسباتی با سرهنگ داشته است. او فرزند یکی از گماشتگان اوست که کودکیاش را در خانه او گذرانده و مجموع اتفاقاتی که در آن زمان افتاده، باعث شده او بخواهد در این موقعیت با سرهنگ تسویه حساب کند…
آرش که عکاس و خبرنگار ساواک است برای ماموریتی به رامسر می رود. ساواک دختری به نام شیده موسویان را که اسناد و مدارک مهمی مربوط به سران مملکتی را به همراه داشته دستگیر می کند. آرش، شیده را که همبازی دوران کودکیش است فراری می دهد و ...