«بیداد»؛ وقتی مضمون از فیلم جلو میزند
مشکل «بیداد» این نیست که حرفی برای گفتن ندارد؛ اتفاقاً مشکلش این است که بیش از اندازه اصرار دارد حرفش را به ما بگوید.
مشکل «بیداد» این نیست که حرفی برای گفتن ندارد؛ اتفاقاً مشکلش این است که بیش از اندازه اصرار دارد حرفش را به ما بگوید.
سینماسینما، رویا فتحالهزاده
سینمای تینایجری ایران به دلیل انقطاع پیاپی سوژه، از برخی جهات ـ مانند سن ـ دچار اشکال شده است؛ اما با همه کمبودها، نقاط برجسته سینمای تینایجری ایران شامل «یاران» (دلجو ـ امیر مجاهد)، «فریاد زیر آب» (سیروس الوند)، «در امتداد شب» (پرویز صیاد)، «عروس» (بهروز افخمی)، «مصائب شیرین» (علیرضا داودنژاد)، «متولد ماه مهر» (احمدرضا درویش)، «پر پرواز» (خسرو معصومی)، «من ترانه ۱۵ سال دارم» (رسول صدرعاملی)، «نفس عمیق» (پرویز شهبازی)، «رویای خیس» (پوران درخشنده)، «تهران کنارت» (علی بهراد)، «بیداد» (سهیل بیرقی) و… میشود.
۳۱ مرداد ۱۴۰۵ – ۱۱:۴۹ «بیداد» سهیل بیرقی قرار بود صدای اعتراض باشد، اما در مسیر تبدیل شدن به یک فیلم سیاسی، قصه و شخصیتپردازی را قربانی شعار کرده و از سینما فاصله گرفته است. سرویس فرهنگ و هنر مشرق…
منبع : سلبریتی هابرای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید
این روزها واژهها بیش از هر زمان دیگری از اعتبار و معنای واقعیشان تهی شدهاند. «جسورانه»، «ملتهب» و «واقعی» گاهی فقط برای گرفتن لایک و ویو به کار میروند و پس از مصرف، از درجه اعتبار ساقط میشوند.
سینمای زیرزمینی خواسته یا ناخواسته و معطوف به تنگ نظریها و استیلای سانسور و اعمال گردنههای متعدد بر تولید سینمای اجتماعی، به پدیده عادی تبدیل شده است. نکته قابل تامل در این مورد استقبال و موفقیتهای اینگونه سینمای نوظهور و به رسمیت شناختن آن در خارج از ایران است. موفقیتی که جشنوارههای جهانی در قبال آن هیچ سهمی برای موجودیت سینمایی زیر عنوان جمهوری اسلامی قائل نمیشوند. از این زاویه سینمای ایران به دو مسیر و دو خط موازی تقسیم شده است که به هیچ روی سنخیت و شباهتی با همدیگر ندارند. بعد از «صدسال به این سالها» که به شبکه خانگی نمایش راه یافت، فیلم «بیداد» سهیل بیرقی پس از برخوردهای قضایی با کارگردان و سایر عوامل فیلم و موفقیت برون مرزی اینک از طریق یوتیوپ به خانهها راه پیدا کرده است. تا علاقهمندان سینما فارغ از هزینه و تلف کردن وقت و مواجهه با نسخه سانسور و لت و پاره شده به تماشای آن بنشینند.
چیزی که در مورد «بیداد» جلب توجه میکند، صحنههای کلیشهای (مثل برخورد مسئول زن بیحوصله آموزشگاه موسیقی در ابتدای فیلم) و سمبلهای آشکار (مثل کرم ابریشمی که ستی، دخترک آوازخوان فیلم نگه میدارد) نیست. فیلمساز به تدریج و به ظرافت، ساختار معماری بیانیاش را در دل فیلم بنا میکند، این همه از دل یک واقعگرایی گزارشی (که سبک غالب فیلمهای افشاگرایانه و زیرزمینی سالهای اخیر است) میآید. یک جور واقعگرایی که در فیلمهای دیگر به رونمایی از واقعیت محدود میشود، اما اینجا، مکان داستان (خیابان) را به بازی آورده.