درباره سریال «وحشی» و پایانبندی قدرتمند آن که تا مدتها در ذهنها میماند | جهانی کوچکتر از زندان
مرجان فاطمی | فصل اول سریال «وحشی» در بهترین نقطه ممکن به پایان رسید. هومن سیدی با سریال جدیدش سطح توقع مخاطبان شبکه نمایش خانگی را چند پلهای بالاتر آورد. اجازه داد مخاطبان از نقطه صفر با شخصیت داوود همراه شوند، بحرانی که برایش اتفاق میافتد با تمام وجود لمس کنند، مرحله به مرحله با ترسها و تردیدها و حتی عشق و عاشقیاش همراه شوند و در نهایتا وقتی در سکانس پایانی با آن صورت زخمی، روی تخت بیمارستان فریاد میکشد، حس کنند این فریاد از گلوی همه آنها بیرون میآید. وقتی هم در مراسم خاکسپاری تیتراژ پایانی، دوربین روی قابعکس مادر و چهره پر از اشک پدر داوود میرود، قلب همه به درد میآید. داوود در انتهای فصل یکم، در آستانه انتقام است، اما قطعا نام «وحشی» برازندهاش نیست. عنوان داستان بدون شک از دل جامعهای بیرون میآید که در آن نه تنها قانون، که معشوق و رفیق صمیمی هم همراز و همدل نیستند و بهراحتی یک آبخوردن، هم را کنار میگذارند.
