برچسب فهیمه مومنی

آفتاب بعد از باران 1393

این فیلم، داستان سرمدی خلافکارسابق است که چند روز مانده به زایمان همسرش به جرم سرقت دستگیر می شود، همه ی شواهد علیه اوست، فیلم مداربسته از حضور سرمدی در سرقت حکایت می کنداما مدتی که او در بازداشت است هم سرقت هایی انجام می شود و سرمدی در تمام آن سرقت ها هم حضور دارد…

زندگی در اعماق فنجان قهوه 1389

این فیلم درباره وصیت نامه فردی است که تازه از از دنیا رفته است. در این وصیت نامه تاکید شده لیلا به سرعت ازدواج کند. در نتیجه او متوسل به راه های مختلف از جمله استفاده از متخصص فال قهوه می شود و ...

خالو کریم 1398

این فيلم سرگذشت جواني بدشانس را به تصوير مي كشد كه در آرزوي هنرمند شدن وارد راديو شده و به صورت اتفاقي مشهور شده كه اين شهرت باعث دردسرهاي تازه اي براي او مي شود.

سفر داوود 1397

این فیلم داستان زندگی یک پسر بچه به نام داوود است که با پدرش باقر و نامادریش که باردار است زندگی می کند. او یک روز با تفنگ بادی بچه های روستا یک شلیک می کند که به زیر چشم یکی از بچه ها می خورد. داوود که ترسیده و از عکس العمل تند پدرش هم می ترسد از روستا فرار کرده و با ماشین به شهر می رود و با عکسی که از مادرش دارد به دنبال یافتن اوست و گیر فردی به نام حمید می افتد که از بچه های بی سرپرست سو استفاده می کند و آنها را سر چهار راه ها به کار می گمارد. داوود هم مدتی برای او کار می کند و «حمید» از او می خواهد که یک پیر مرد را با چوب بزند تا پول هایش را بردارند ولی موقع فرار ...

بچه ها از آهنند 1399

ماجرا از آنجا آغاز می‌شود که علی یازده ساله در ماجرایی با اسیر عراقی که از بازداشتگاه فرار کرده مواجه می‌شود، از آنجایی که اسیر فراری به نوعی دوستش یوسف را گروگان گرفته مجبور می‌شود به فرار او کمک کند اما با دخالت مادر بزرگ اسیر عراقی که به استیصال رسیده خودش را تسلیم می‌کند زیرا او یک معلم است.

تاریکی شب و روشنایی روز 1396

داستان این سریال در دو برهه زمانی گذشته و حال اتفاق می‌افتد. این سریال داستان زندگی بهنام طریقت است که جریان روزمره حیاتش از مدار عادی خارج می‌شود. او مجبور است جواب چرایی مشکلات امروزش را در گذشته پیدا کند. بیش از ۷۰ درصد از قصه در زمان حال روایت می‌شود و ۳۰ درصد از ماجرا در گذشته رخ می‌دهد. بهنام طریقت به همراه همسرش در گذشته دانشجوی پزشکی بودند که فعالیت سیاسی هم داشتند.

ستایش 2 1392

ستایش با دو فرزند خود نازگل و محمد و با نام مستعار رودباری (بجای فردوس) و پس از گذشت ۲۲ سال از آن قضایا در منطقه‌ای در شمال کشور زندگی می‌کند و صاحب رستورانی محبوب در میان مردم است. پسر او محمد ماهی‌فروشی دارد و با موتور ماهی به خانه‌ها می‌برد. به‌صورت اتفاقی حشمت فردوس که با خانواده‌اش در شمال به ویلایشان آمده‌اند، از محمد ماهی می‌خرند و محمد هر بار با یک بهانه‌ای به آن خانه می‌رود، چون هم از نوهٔ حشمت فردوس خوشش آمده و می‌خواهد پیش وی کار کند تا به مقامی بالا برسد و ثروتمند شود. حشمت او را برای جاروکشی به محل کارش دعوت می‌کند و محمد راهی تهران می‌شود تا پیش او کار کند. از طرفی دیگر استاد دانشگاه نازگل از او خواستگاری می‌کند و از ستایش و نازگل می‌خواهد که به تهران نقل مکان کنند و عروسی را آنجا گرفته و ماندگار شوند. ستایش بعد از آمدن به تهران به منزل دوست قدیمی خود، عاطفه می‌رود. صابر، پسر حشمت فردوس نیز رام زنی به نام پری‌سیما که از طرف فردی ناشناس اجیر شده، می‌شود و با کمک او وکالت تمام اموال حشمت را با کلاهبرداری از او می‌گیرد. ستایش نیز توسط همسر عاطفه، دوست قدیمی خود می‌فهمد که اگر رضایت پدربزرگ نازگل یعنی حشمت فردوس نباشد عقد از لحاظ شرعی باطلست، و به دنبال حشمت فردوس می‌رود. از طرفی دیگر محمد که رانندهٔ حشمت است، دختران صابر را به میل خودشان پیش دوستان و خوشگذرانی‌هایشان می‌برد و محمد را تهدید می‌کنند که چیزی به پدربزرگشان نگوید، اما یک شب بعد از برگرداندن آن‌ها از مهمانی کسانی که به آن‌ها مواد داده بودند را کتک می‌زند، ولی با دروغ نوه‌های حشمت، حشمت در صدد اخراج اوست که ستایش برای گرفتن رضایت از حشمت فردوس برای عقد دخترش وارد دفتر او می‌شود و حشمت و محمد را در آنجا می‌بیند. سپس حشمت با دقت به ستایش نگاه می‌کند و او را می‌شناسد. رابطهٔ محمد و حشمت ادامه پیدا می‌کند و در همین اثنا، صابر، پسر بزرگ حشمت با تحریک همسر سومش پری‌سیما صفائی (برادرزادهٔ انیس) از وکالت‌نامهٔ حشمت سوء استفاده کرده، همهٔ اموال پدرش را به نام پری‌سیما می‌کند. حشمت نیز به همراه محمد مجبور به ترک خانه‌اش می‌شود.