برچسب فضل الله میرزاده

ویلای ساحلی 1402

چاوش قرار است برای دانشگاه دخترش 6 ماه در خارج از ایران زندگی کند و ویلایش را به یونس و همسرش می‌سپارد و آنها با 3 فرزندشان به ویلا نقل مکان می‌کنند، اما برادر زن یونس با ورود به خانه داستان‌هایی را رقم می‌زند…

مرزهای بی پایان 1401

احمد یک معلم تبعیدی است که در یک روستای فقیرنشین کوچک با قومیت بلوچ در امتداد مرز ایران با افغانستان زندگی می کند. او با خانواده ای از پناهندگان غیرقانونی هزاره آشنا می شود که از خطر فوری به قدرت رسیدن طالبان می گریزند. اندکی بعد احمد متوجه می شود که تعصبات بر همه زندگی آنها دیکته میشود و دیدگاه او در مورد درست و نادرست به شدت تغییر می کند.

جنگ جهانی سوم 1400

شکیب یک کارگر روزمزد میانسال بی‌خانمان است که همسر و پسرش را سال‌های پیش در یک زلزله از دست داده و تاکنون با این امر کنار نیامده است. او در طی چند سال گذشته، با یک زن روسپی ناشنوای جوان به نام لادن رابطه برقرار کرده است. محل ساخت‌وسازی که او امروز در آن کار می‌کند، معلوم می‌شود که صحنهٔ فیلمی دربارهٔ جنایات آدولف هیتلر در طول جنگ جهانی دوم است. و شکیب به دلیل شباهت عجیبش به هیتلر به عنوان جایگزین بازیگر قبلی انتخاب می‌شود و خانهٔ بزرگی به او داده می‌شود و لادن با متوجه شدن این موضوع از او برای حل مشکلی کمک می‌خواهد.

هدارپه 1399

داستان «هدارپه» قصه زندگی چند خانواده روستایی است که با هم فامیل هستند و ماجراهایی جالبی را در این روستا رقم می زنند. روایت احترام به بزرگتر و سالمندان، حل مشکلات با وحدت و همدلی، ساده گرفتن امر ازدواج، حق زندگی و ازدواج یا تجدید فراش برای سالمندان، صادق بودن زوجین، کار و تلاش، وجود ظرفیت در روستاها، ایجاد اشتغال برای جوانان و نیز وقف و کار خیر و عام المنفعه و… از جمله رسالت های این سریال طنز هست.

این داستان از قصه آق موسی و مهتاب شروع می شود که در حال تدارک و تهیه جهیزیه برای دخترشان روجا هستند اما در این میان هنوز وام اداره آق موسی جور نشده و دچار مشکل مالی می شوند که این ماجرا به قصه مراد و مرضیه، قصه روجا و ونداد، قصه رعنا و مش بابا و قصه صفر و مهری می انجامد