پیشنهاد بی شرمانه به نقاش مرده 1384
داستان این فیلم درباره نقاشی است که خودکشی کرده ولی نجات پیدا می کند. او در بیمارستان با شیادی آشنا می شود که زندگی او را عوض می کند...
داستان این فیلم درباره نقاشی است که خودکشی کرده ولی نجات پیدا می کند. او در بیمارستان با شیادی آشنا می شود که زندگی او را عوض می کند...
مریم دختری پرورشگاهی است که در یک خانواده ثروتمند زندگی میکند. چندی پیش یک تیغ ماهی در گلویش گیر کرده اما پدر و مادرش با شلنگ آب او را نجات می دهند و این موضوع باعث میشود او به آب دلبستگی زیادی پیدا کند و همیشه یک بطری آب همراه داشته باشد . او همیشه رویای آب و سایه ای را می بیند که او را تعقیب میکند. در بیداری هم همیشه مردی موتور سوار با کلاه ایمنی او را تعقیب میکند.
نفر سوم، داستان یک فیلمساز دفاع مقدس است که مدتهاست دیگر فیلم نمیسازد. وی توسط دوستانش به بیمارستانی فراخوانده میشود و در آنجا از او میخواهند با یک جانباز شیمیایی که روزهای آخر عمرش را میگذراند، مصاحبه کند. او ابتدا نمیپذیرد، ولی وقتی که قبول میکند، جانباز به شهادت میرسد.
سریال وفا درباره عشق جوانی ایرانی یهودی به نام ژوبین پناهی به دختری لبنانی-ایرانی به نام وفا است که به جرم جاسوسی برای اسرائیل در ایران زندانی شده. او به دلیل مشکلات روحی و روانی ناشی از کشته شدن پدر و مادرش در انفجار بمبی درقبرس و دوری از دختر مورد علاقه اش وفا در تیمارستان بستری شده است. ژوبین توسط یک جاسوس اسرائیلی که اسم مستعارش خرچنگ است از تیمارستان فراری داده میشود و پس از تغییر قیافه و با هویت جعلی همراه خرچنگ از ایران به اردن و منزل دیوید میرود؛ سپس او طبق نقشه قبلی دیوید برای دیدن وفا به لبنان میرود و بعد از مدتی دیوید و خرچنگ به او اضافه میشوند. ژوبین پس از بی توجهی های وفا واقعیت را به او و پدرش میگوید و وفا از ژوبین می خواهد که به او فرصت دهد. وفا بعد از چند روز پیشنهاد ژوبین را برای فرار قبول میکند و...
سریال "وارث" داستان شخصی به نام آقاجان را دنبال میکند که متولی یک تکیه است. آقاجان سالهای درازی است که از دو امانت مهم یعنی خنجر جواهرنشان و کتاب با ارزشی نگهداری میکند که از پدر همسرش به وی ارث رسیدهاست. شبی پیرمردی در رؤیا به سراغ او میآید و از او میخواهد تا آن امانتها را به وارث اصلی آنها بازگرداند. آقاجان تصمیم میگیرد خنجر و کتاب را به ناصر، خواهرزادهاش بسپارد.
رعنا در انتظار بازگشت همسرش از جبهه است. او در حالي كه پرستار پدر سالخورده اش است، در كار چراغ سازي نيز به او كمك مي كند. رحمت، دوچرخه سواري است كه چراغي را براي تعمير به رعنا مي دهد.
زنی در شمال کشور زندگی میکند. فرزند او دو سال پیش شهید شده و عروسش بعد از دو سال تصمیم دارد بار دیگر ازدواج کند. شب عروسی به مادر خبر میرسد جنازهای که دو سال پیش به خاک سپرده شده متعلق به فرد دیگری است و به احتمال زیاد فرزند او زنده است. او بعد از شنیدن این خبر جستجو را آغاز میکند و در اولین اقدام به جبهه میرود.
داستان فیلم درباره کفتر بازی است که به مکه می رود و به سفارش یکی از دوستانش به خاطر ازدواج مجدد یکی از اعمال حج را بجا نمی آورد و ماجراهای جالبی اتفاق می افتد.