مخفیگاه 1399
روايتگر قصه جواني شهرستاني به نام فواد است كه براي كار به تهران مي آيد. او در ايستگاه راه آهن با دختري به نام الهام آشنا مي شود و...
دختران حاج عزت گاراژدار، برخلاف میل و نظر پدرشان و دور از چشم او به دنبال مهمانی و پارتی هستند، در یکی از مهمانی ها، جوانی به نام اشکان، خواستگار دختر دوم حاج عزت می شود، اما با مخالفت وی مواجه می شود. اشکان حاضر نیست از نظرش بگذرد پس در یک کشاکش طولانی و طی ماجراهایی، سرانجام نظر مساعد حاج عزت را به دست می آورد...
شوكا دختر جواني است كه به علت فقر خانواده مجبور مي شود به ازدواج با پسر عقب افتاده اي تن دهد تا كمي از بار مشكلات خانواده كم شود، اما جليل شاگرد خياط دل در گرو شوكا دارد و اين موضوع اتفاقاتي را به وجود مي آورد.
ایستگاه بهشت داستان نابینایی را بیان میکند که برای به دست آوردن بیناییاش تلاش زیادی به خرج میدهد، اما در این راه با مسایل تازهای برخورد میکند که در تغییر نگاه او به زندگی بسیار مؤثر است.«سروش» نابیناست اما به خاطر حس قوی ای که دارد، گاهی مثل یک بینا رفتار میکند. او مدت هاست که برای درمان چشمش به بیمارستان میرود و به یکی از پرستارها علاقمند شده. اما این علاقه فقط در دل سروش است و همین قضیه، اتفاقات جدیدی را در زندگی او به وجود میآورد.
داستان فيلم آل ماجراي سفر مهندسي جوان به نام سينا (با بازي زماني) و همسرش (هنگامه حميد زاده) به كشور ارمنستان است. از آنجاييكه زن حامله است و سينا هم مادر خود را در زايمان از دست داده است، نگراني زيادي در مورد بچه دارد و شنيدن عقايدي در مورد آل نيز باعث مي شود خيالات و كابوس هاي سينا تشديد شود. در اين ميان رفتار مشكوك يكي از روساي شركت سينا (با بازي آنا نعمتي) كه به سينا علاقه مند است، به آلام روحي او مي افزايد.
كيوان کمالي به بيست سال حبس محکوم شده و بعد از تحمل ده سال حبس بطور مشروط از زندان آزاد ميشود. پرهيز از وقوع هرگونه تخلف و جرم و نزاع و درگيري بزرگترين چالش پيش روي کيوان کمالي در مواجهه با جامعه لجام گسيخته است.
عيسي براي يافتن راه نجات آيدا، سفري را در قصهاي پر ماجرا آغاز ميكند