مرد عینکی 1402
داستان این فیلم در مورد مردی به نام حلیم است. پلیس وارد خانه حلیم میشود و او را از خانهاش میبرد. در زندان، شخصیت حلیم متوجه میشود که به دلیل شباهتش به یک تروریست به نام گرگ (The Wolf)، از سوی پنتاگون تحت تعقیب قرار گرفته است.
داستان این فیلم در مورد مردی به نام حلیم است. پلیس وارد خانه حلیم میشود و او را از خانهاش میبرد. در زندان، شخصیت حلیم متوجه میشود که به دلیل شباهتش به یک تروریست به نام گرگ (The Wolf)، از سوی پنتاگون تحت تعقیب قرار گرفته است.
یعنی صنم و قنبر به خاطر عقدبستن در روزی که قمر در عقرب بوده، دچار نحسی شدهاند و باید از یکدیگر طلاق بگیرند و در روز سعدی، دوباره عقد کنند. آنها دور از چشم فرزندانشان، طلاق میگیرند اما با فوت محضردار، عقدشان به تعویق میافتد.
سریال داریوش، قصه مردی است که پس از یازده سال، به شهری که از آن گریخته بود، باز میگردد.
داستان فیلم دربارهٔ عشق یک دختر و پسر و ازدواج آنها در حالی که دختر در کما است و ازدواج آنها باعث میشود شرایط پیچیدهای رخ دهد.
به قول اون خدا بیامرز: مردی که قانون نداشته باشه همیشه پسره؛ اگه پیر هم بشه؛ پیرپسره.
البرز شیمیدان ساکن آلمان است . پدرش خسرو و مادرش خورشید در ایران زندگی میکنند. البرز با دختری به نام سارا که در ایران زندگی میکند و برای درمان بیماری پدرش به آلمان آمده، آشنا میشود و با او نامزد میکند. او قرار است در ترکیه با سارا ازدواج کند. همهچیز برای یک مراسم به یادماندنی مهیا است که خبر میرسد پدرش به کما رفته است. البرز با گذشتهای مبهم، از بازگشت به ایران هراس دارد اما برای آخرین ملاقات با پدر، راهی جز بازگشت به ایران ندارد، ولی بنابر مشکلاتی او مجبور است که به صورت قاچاقی به ایران بیاید. با وجود اصرار فراوان مادر البرز برای بازنگشتن او به ایران، البرز تصمیم خود را گرفته است. وقتی او باز میگردد هیچکس او را نمیشناسد و او را فرهاد بابایی خطاب میکنند و کسی جز قاچاقچی او را به خاطر ندارد ....