براساس دوشس ملفی (نمایش) 1395
داستان این سریال حول محور نفوذ و اقدامات جاسوسی در تهران و تلاشهای نیروهای امنیتی برای مقابله با آن میچرخد.
داستان فیلم "سال گربه" با محوریت مردی به نام جهانگیر (بهرام افشاری) روایت میشود که در سال گربه متولد شده و نحسی این سال که هر ۱۲ سال یک بار اتفاق میافتد، باعث ایجاد دردسر برای اطرافیانش میشود. بهعلاوه اینکه او علاقه عجیبی هم به شهرت دارد و برای مشهور شدن، حاضر است دست به هر کاری بزند.
آفتابپرست، داستان دو رفیق خفتگیر به نامهای جمال و منوچ است که عشق لاتی و سطح یک شدن در خفتگیری را دارند اما از بی عرضهگی و بدشانسی گیر پلیس میافتند و به زندان میروند. جمال در زندان به همه میگوید که در سطح یک فقط پورشهسوار خفت کردهاند و به همین خاطر به جمال پورشه معروف میشود و...
سریال راز بقا درباره جوانی به نام رحیم با بازی بهرام افشاری میباشد؛ سعید آقاخانی نیز ایفاگر نقش یک روحانی است که با پدر رحیم دوست بوده و حال بعد از فوت او هوای پسرش را دارد؛ حسن معجونی هم نقش برادر رحیم را در این مجموعه به عهده دارد.
سه جوان لیسانسه که هر یک مشکلاتی دارند شاکیه این سریال را به وجود آورده اند. مازیار رحمتی (امیر کاظمی) در یک خانواده از هم پاشیده زندگی میکند و پدر او معتاد است در ضمن پس از مدتی او متوجه بیماری سرطانش میشود. حبیب نقوی (هوتن شکیبا) فردی پول دار است که بسیار دوست دارد ازدواج کند ولی به علت ضعف در برقراری روابط اجتماعی، نتوانسته همسری را برگزیند. مسعود شریفیان (امیرحسین رستمی) در آستانه ازدواج با ترانه مهاجر (متین ستوده) قرار دارد که او هم مشکلات خاص خود را دارد او هم مقداری پول برای مسکن احتیاج دارد و هم جویای کار است.
حبیب، مسعود و مازیار تصمیم به ادامه تحصیل میگیرند و حالا دانشجوی فوق لیسانس هستند و علاوه بر آن حبیب همچنان در پی یافتن همسر مناسب خود است. مادر حبیب نیز فوت کردهاست. مازیار، شاگرد اول دانشگاه در تاریخ است و در پی اجرای طرحش برای درآمدزایی، ازدواج خود با شادی و دور نگه داشتن پدرش از اعتیاد است. آقای مهاجر نیز که همسر دوم خود را بر اثر تصادف از دست دادهاست، به دنبال ازدواج و گرفتن زن سوم است اما اختلافاتی با دخترش ترانه دارد. مسعود و ترانه که در اواخر فصل قبل ازدواج کردند بچه دار شدهاند و مسعود به دنبال پایاننامه و گرفتن مدرک فوق لیسانس است و نگرانیهایی هم برای بچه اش و ترانه دارد. عباس نقوی و مامان خانم نیز عاشق یک دیگر میشوند اما حبیب و رحیم شدیداً با ازدواج این دو مخالف هستند. رحیم اعتیاد را ترک کرده اما همچنان مورد شک اعضای خانواده قرار دارد و از ناراحتی تصمیم به مصرف مواد مخدر میگیرد اما…
فرید (امین حیایی) کلکسیونی از چیزهایی است که در چهل یا پنجاهسالگی نباید بود. اعتیاد داشته (باز خوب است که حالا ترک کرده!)، زنش ولش کرده، بیکار است، بیپول است، نمیتواند از پسرش نگهداری کند، در خانواده احترامی ندارد و از همه بدتر همه اینها را میداند و از درون هم ویران است.